ریشه ها و شاخه های فرهنگ راستا فاری- بخش اول

گردآوری و ترجمه : س محدثی

مارکوس گاروی

مارکوس موسیا گاروی ، شخصیت شهیر و قهرمان ملی جاماییکا ( 10 ژوئن1940-17 اوت 1887) ناشر ، روزنامه نگار ، کار آفرین،حامی و مبازرنهضت  ملی گرایی سیاه پوستان و پایه گذار « یو نی آ – ای سی ال» بود. او در جاماییکا متولد شد.از گاروی بیشتر به عنوان قهرمان و حامی جنبش «بازگشت به افریقا» ، جنبشی که مردمان آفریقایی را به بازگشت به سرزمین اجدادشان ترغیب کرد، یاد می شود او همچنین   پیشگام برجسته  جنبش راستافاری به حساب می آید .گاروی اعلام کرد که از مردمان افریقایی می خواهد که افریقا را باز پس گیرند و خواستار خروج قدرت های  استعماری اروپایی شد. اگرچه گاروی بر اساس اصول کلیسای متدیست( فرقه پروتستان) تربیت شده بود امابعدها تغییر جهت داده و کاتولیک شد

Marcus Garvey

گاروی در سال 1914 به جامایکا بازگشت. او براین باور بود که همبستگی سیاهان تنها راه بهبود شرایط زندگانی آنها ست .در نتیجه او انجمن جهانی رفاه و بهسازی وضع سیاهان و اتحادیه جوامع افریقایی ( یو نی آ- ای سی ال)را تشکیل دادو خود سرپرستی آن را به عهده گرفت. این انجمن در پی متحد کردن تمامی مردمان افریقایی سراسر جهان و تشکیل کشور و دولتی کاملا مستقل بود گاروی همچنین یک روزنامه هفتگی به نام جهان سیاهان تهیه کرد که به بحث پیرامون مسایل مربوط به یو نی آ می پرداخت
گاروی در سال 1916پس از مکاتبه با بوکر تی واشنکنتن، که در اواخر سال 1915 از دنیا رفت، جهت ایراد نطقی به ایالات متحده امریکا سفر کرد. تا سال 1920 ، بیشتر از 1100 شعبه از انجمن یو نی آ در بیش از 40 کشور جهان مشغول فعالیت بودند

گاروی چندین ایده به منظورگسترش آزادی اجتماعی سیاسی و اقتصادی سیاهان ارائه داد که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: تشکیل اتحادیه خط کشتی بخار ستاره سیاه و شرکت جانشین آن – ناوبری و شرکت تجاری صلیب سیاه. با این حال خط کشتیرانی در نتیجه سرپرستی ناکارامد و کلاهبرداری ها ناکام ماند . ریسک بزرگ دیگر  گاروی تشکیل اتحادیه کارخانجات سیاهان بود که هدف آن ساخت و  راه اندازی کارخانجاتی در مراکز بزرگ صنعتی  ایالت متحده، امریکای مرکزی، جزایر دریای کاراییب و افریقا به منظور تولید هر گونه کالای مرغوب و قابل فروش بود. در این میان یک سری مغازه  از جمله یک خواروبار فروشی ، یک رستوران، یک رختشویی بخار، یک مغازه خیاطی ، یک مغازه طراحی لباس، یک مغازه کلاه فروشی و یک انتشارات نیز شروع به کار کردند

Black Star Sea Line

گاروی که معتقد بود سیاهان باید موطنی همیشگی در افریقا داشته باشند با حرکت خود در صدد توسعه کشور لیبریا ( در افریقا پایتخت منرویا) بر آمد. گاروی در پاسخ به   پیشنهاد ها ی  مبتنی بر خواسته او در برگرداندن تمامی امریکایی های افریقایی تبار به افریقا چنین گفت: من مایل به بازگرداندن تمامی سیاه پوستان به افریقا نیستم سیاهانی هستند که وجودشان نه در اینجا و نه در افریقا به کار نمی آید گاروی در ادامه اینطور نتیجه گیری کرد: موفقیت ما از نظر آموزشی، صنعتی و سیاسی متکی بر حمایت از ملتی است خود مختار و مستقل که به دست خود آنان پایه ریزی شده است. و چنین ملتی نمی تواند در هیچ کجای جهان جز در افریقا ظهور یابد
برنامه توسعه لیبریا که در سال 1920 آغاز شد هدف ساخت دانشکده و دانشگاه، ماشین آلات صنعتی و خطوط راه آهن در جهت توسعه بخش صنعتی را دنبال می کرد اما این برنامه در اوایل دهه 1920 در پی مخالفت شدید سهامداران  اروپایی در لیبریا متوقف شد

گاروی اعتقاد به برتری سیاهان نداشت و بسیاری از اهدافش را ازباور های« اصلاح نژادی» دوره پیشرفت گرایی برگرفته بود و احترام خاصی نسبت به دستاوردها و رهبران تمدن غربی قائل بود . او حتی با  عملکرد سازمان پنهانی نژادپرستان سفید پوست( کوکلاس کلان) موافق بود, چرا که این سازمان نیز در صدد جدا سازی نژاد ها بود. گاروی طی این سال ها یک سوسیالیست به شمار می رفت و  شور و اشتیاق فراوانی نسبت به انقلاب شوروی از خود نشان می داد
در حدود سال 1920 حس ملی گرایی و شرایط زندگانی اش او را به سوی ارائه باوری مبتنی بر «پاکسازی نژادی» سوق داد. او از تلاش سفید پوستان در آزاد سازی ایرلند تمجید کرد . می توان دریافت که باور او قطعا یک ایده  صرفا نژادپرستانه  نبوده است بلکه  از این بیم داشت که گسترش ازدواج های میان نژادی به آن کسانی  که این گونه وصلت نکرده ویا دورگه نیستند  آسیب برساندو این مساله او را به ستایش  از سخنرانی “وارن جی هاردین” واداشت که بر ضد ازدواج میان نژادی بود وبه بحث پیرامون فواید احتمالی منفک بودن نژادها با سرنوشت هایی کاملا مجزا از یک دیگر می پرداخت به دلایلی  نه چندان نامربوط  گاروی  نسبت به “دبلیو ایی بی دوبیوس” نوعی حس ستیزه جویی داشت از مدت ها پیش دوبیوس مخالفت شدید خود را با ایده کشتی ستاره سیاه و دیگر ایده های گاروی اعلام کرده بود و بدین دلیل گاروی به تدریج ظن برد که دوبیوس به او به چشم  یک فرد اهل کاراییب سیاه چرده تر می نگرد. در اواخر دهه1920 این حس ستیزه جویی جای خود را به نوعی حس انزجار داد. دوبیوس گاروی را دیوانه و خائن می خواند و در سویی دیگر گاروی او را هلندی کوچولو، فرانسوی ریزه میزه، سیاه حقیر…دورگه..و نابکار می دانست و این جنجال به تیرگی روابط گاروی با  انجمن ملی پیشرفت سیاه پوستان(ان ای ای سی پی) انجامید با این وجود دوبیوس می توانست یکی از حامیان سرسخت حرکت «یکپارچه افریقا گرایی» به شمار آید
گاروی در سال 1928 به شهر ژنو( در سوئیس) سفر کرد و در آنجا دادخواست نژاد سیاهان را به اتحادیه ملل( سازمان ملل کنونی) ارائه داد. این دادخواست به طور مختصر به سواستفاده از افریقا یی ها  و بدرفتاری با آنان در سراسر جهان تاکید داشت
در سپتامبر1929 گاروی حزب سیاسی ملی ( پی پی پی)، نخستین حزب سیاسی پیشرو در جاماییکا که بیشتر به حقوق کارگران، مسایل آموزشی و کمک به نیازمندان می پرداخت را پایه گذاشت
در آوریل سال 1931 گاروی شرکت تفریحی ادلویس را تاسیس کرد و  او با برپایی نمایش هایی به عنوان نمونه، می کوشید به هنرمندان کمک کند از راه حرفه هنریشان زندگی خود را بگذرانند چندین بازیگر جاماکایی  که در پی شهرت بودند نخستین بار توسط این شرکت معرفی شدندو از جمله آنان می توان به افراد زیر اشاره کرد:کید هارولد، ارنست کوبیدن، بیم و بم و رانی ویلیامز

گاروی در سال 1935 جاماییکا را به قصد عزیمت به لندن ترک گفت و  بقیه عمرش را تا زمان مرگش در سال 1940 ، در آنجا گذراندو طی 5 سال باقی مانده از عمرش در لندن همچنان به فعالیت های خود ادامه می دادو از رویدادهای  جاری در اتوپی( حبشه) جایی که به شدت درگیر جنگ بود و همچنین از رخدادهای جاری در جزایر کاراییب آگاهی داشت.در سال 1938 گاروی شواهد و مدارکی در خصوص شرایط حاکم بر جزایر کاراییب  را به هیات شاهنشاهی جزایر  ارائه داد در همین سال  او همچنین مدرسه فلسفه افریقایی را به منظور آموزش نحوه سرپرستی «یو نی آی ای» تاسیس کرد و  او همچنان به کار روی نشریه «مردان سیاه»  مشغول بود
در این سالها گاروی افکاری بی نهایت راست گرا پیدا کرده بود . در سال 1937گروهی از حامیان امریکایی گاروی که نام جنبش صلح طلبانه اتیوپی را بر خود نهاده بودند مشتاقانه شروع به همکاری با «تئودور بیلبو»، سناتور می سی سی پی به منظور تبلیغ طرح بازگشت به میهن ( میهن پرستی) که در کنگره امریکا تحت نام « لایحه لیبریای بزرگ تر» مطرح شده بود، کردند گاروی همچنین نوعی حس همدردی نسبت به جنبش فاشیستی از خود نشان می دادو  به کاربردهای مثبت این جنبش در افریقا می اندیشید با این حال کمی پیش از مرگش از همبستگی خود با انگلیس در حملات هوایی آلمان ها( بیلیتز) دم زد

به سبب مشکلات عارضه در نقل مکان و سفر که از پیامدهای جنگ جهانی دوم بود، گاروی پس از مرگش در 10 ژوئن 1940 در قبرستان “کنسال گرین” در لندن به خاک سپرده شد. در نوامبر 1964 دولت جامایکا بقایای او را به جامایکا آورده و طی مراسمی آیینی و تشریفاتی در مقبره ای اختصاصی در پارک قهرمانان ملی به خاک سپرد ( گاروی به عنوان نخستین قهرمان ملی جاماییکا شناخته می شود)

گاروی و راستافاری
راستافاری ها گاروی را یک پیامبر دینی و گاهی حتی تناسخ یحیی تعمید دهنده می دانند . چنین تصویری تا حدودی به سبب گفته گاروی در دهه 1920 است : « به افریقا بنگرید چرا که پادشاهی ظهور خواهد کرد» . راستافاری ها این گفته را پیشگویی ای در خصوص تاج گذاری هیل سلاسی تلقی کردند. نخستین راستاها در جنبش بازگشت به افریقا در جاماییکا نقش داشتند و جنبش راستافاری را می توان  به ویژه درزمینه آموزه هایش به عنوان جوشش یا بسط فلسفه گاروایست به شمار آورد. گاروی به درون مایه اصلی و رایج بیشتر قطعات موسیقی رگه تبدیل شده است چرا که تاثیری ژرف و شگرف بر اندیشه رهایی طلب راستافاری داشت
Š

Print Friendly