14 Nov 2006 @ 7:35 PM 
 

گزارش "با طرف" از فستیوال"اینترگلکتیک موسیقی زیرزمینی-قسمت اول

 

موسیقی زیرزمینی ایرانی در آمستردام- نه مختصر نه مفصل

قسمت اول
عکس و گزارش  : سالومه

تا حالا احتمالا خیلی ها از جریان این فستیوال آگاه شدند. اگه هم نشدید عیب نداره چون گزارشهایی که من تا حالا دیدم یا به عکس اکتفا کرده بودند و یا فوقش توضیحات مختصر داده بودند. من هم یکی از کسانی بودم که شانس شرکت در این فستوال رو داشتم و دوست داشتم چیزایی که دیدم و شنیدم رو بنویسم برای خواننده های کلاه استودیو


آقا جریان این فستیوال بر میگرده به 7 – 6 ماه پیش، موقعی که یه خانوم به اسم شعله ایمیل زد و گفت که خودش و دوستش مانی می خوان همچین کاری انجام بدن. اونا هم از پاپ های مزخرف لس انجلسی و آهنگهای مجاز مبتذل داخل ایران به ستوه اومده بودند و گروههای موسیقی رو که به فلسفه و دیدگاه خودشون نزدیک می دیدند می خواستند دعوت کنند به آمستردام که در یک روز همه اجرا داشته باشند. البته من طبق عادت هی پرسیدم اسپانسر کی هست شما کی هستنید چیکاره هستید جزو کدام گروهید اهداف سیاسی دارید برای کی کار می کنید چند نفر رو کشتید و … خوشبختانه شعله آدم صبوری بود و از این سوال پیچهای من خسته نشد و با آرامش جواب داد که خودش و دوستش مانی یه گروه سینمایی دارند به اسم خروس فیلم که ویدئوهای انتقادی می سازند (اگه در “یو تیوب” خروس فیلم را جستجو کنید می توانید ویدئوهای آنها را ببینید) و هیچ قصدی جز پیشرفت موسیقی باکیفیت و زیرزمینی ایران ندارند

من هم این قضیه رو یا شیرعلی که یک آلبوم اشتراکی باهم داریم درمیان گذاشتم و او هم مایل به شرکت بود. از یکی از دوستام هم خواستم که موسیقی ما رو روی صحنه تنظیم و پخش کنه (همون دی جی که می گن) و او هم با خوشحالی پذیرفت. چون شیرعلی در دسترس نبود من قرار بود با این دوست دی جی تمرین کنم و اون که تجربه اش از من بیشتره در مورد اجرای زنده و اینا به من کمک کنه ولی خوب در آخرین لحظه زد زیرش (گفت لیریکای من معترض و انتقادیه و ممکنه براش مشکل پیش بیاد! چی بودم من خودم نمی دونستم :) ) و من موندم و حوضم . حوض که نه، ولی تمرینهای توی اتاق خودم با میکروفون خانگی داغون و خواهری که هی میومد تو اتاق و داد می زد: فکر می کنی خیلی صدات خوبه؟؟

از اون ور هم فشار این بود که ممکنه خطرناک باشه و همه توهم کنفرانس برلین داشتیم. ولی در آخر با همه سختی ها و دودلی ها دل به دریا زدیم و قضیه جدی شد و از همه حلالیت طلبیدیم و گروههای زیر قطعی شدند و با هزار بدبختی ویزا گرفتیم و رفتیم به سوی غرب مستکبر! (توضیحات توی پرانتز با کمی پارتی و رفاقت بازی و اینا نوشته شده اند
The 11
گروه الکترو متشکل از دو پسر با استعداد به همراهی صدای زیبای یک دختر سوپرانوی ایرانی
Miss Dee
(دختر هیپ هاپ خون ایرانی که در هلند زندگی می کنه و خیلی کارش حرفه ایه)
Hypernova
(گروه راک از ایران که فکر کنم سبکشون پانک راک به حساب میاد و موسیقی سرحالی دارند. یه گیتاریست با نمک کوچولو هم دارند)
Abjeez
آبجیز (یه گروه باحال موسیقی تلفیقی متشکل از آدمای خیلی مخ که هسته سازنده اش دو خواهر و یک داداش هستند.)
خاک
(گروه راک که فکر کنم 3 نفر بودند و سنشون بالا بود و با شخصیت و اینا بودن)
Persian princes
(شاهزادگان ایرانی، سه رپر از لندن که دوست عزیزم پویا جزوشونه. خیلی آقا هستند.)
Shir Ali & Salome
(من که  تو خواب هم اجرای زنده نمی دیدم و شیرعلی عزیزم از آلمان که دو روز قبل از اجرا ازدواج کرده بود! سبک ما هیپ هاپ هست.)
فرزاد گلپایگانی
(گیتار الکتریک هفت سیم! متال ایرانی منحصر به فرد! آدم نابغه ای از ایران که با گیتار خود اسطوره می سازه.)
Reveal و Poisonous poets
(مهرک از گروه شاعران زهرآگین از لندن به همراه دو تا همگروهی که کلمات شاعر و زهر که خودشونم انتخاب کردند کافیه برای فهمیدن رپ خشن، طنزآلود و انتقادیشون
زد بازی
(گروه رپ از لندن که به خاطر لیریکهای توهین آمیز و تحقیریشون نسبت به زن خیلی پیش داور بودم ولی انرژی مثبت خوبی موقع اجرا داشتند که آدم یادش می رفت ایده آلیست باشه! )
اوهام
(لازم به توضیح منه عاجز نیست. پیشگامان راک ایران در دهه گذشته!)
تارانتیست
(مرگ و میر متال از ایران که به نظرم موسیقی سطحی ای دارند.)

دیدار و آشنایی و احوال پرسی و قدم رنجه
من که مسیرم با بقیه فرق داشت (از اتوبان مدرس رفتم ) جدا از بقیه رسیدم فرودگاه و شعله رو دیدم که پیش بقیه بچه ها ایستاده، مو وزوزی و با نمک. من فکر می کردم از این دافهای خفنه که صداشون از تو دماغشون درمیاد. مانی هم که دوستشه فکر می کردم از این پسرای هیکل گنده هست که مگس رو با انگشت کوچیکش له می کنه. ولی اونم آدم عجیب غریب و باحالی بود و اصلا هم گنده نبود. یه دوست خالکوبی دار و هنرمند داشتند به اسم مصطفی که اون هم جزو خروس فیلم بود و تی شرتهای باحالی رو برای روز فستیوال چاپ زده بود که این یکی از اوناس

کلا این سه نفر زحمت اصلی کل فستیوال رو کشیدند بعلاوه دو سه تا دوست دیگه که کارای ببر و بیار رو انجام می دادند و خیلی کمک کردند. همکاری و صمیمیتی که اونجا برای این ماجرا وجود داشت خیلی متاثر کننده بود. مخصوصا یه دوست داشتند که اسمشو یادم رفت، کلی کمک و اینا کرد بعد معلوم شد نقشه های پلید داشته و می خواسته برای رسانه ای که کار می کنه بواشکی فیلم و مصاحبه و اینا بگیره و ماتاهاری بشه. چون کلا فیلم برداری و عکس برداری در فستیوال ممنوع بود. عکسهایی هم که گذاشته شدند در اینترنت همه اشون با اجازه بودند. البته رسانه هایی که شخصیت نداشتند و دزدیدند رو کاری نداریم :) بالاخره این خانوم رو در حال انجام اعمال شومش گرفتند و او هم برای انتقام گزارش جانب دار(مثل گزارش من) و دروغین نوشت و گذاشت تو رسانه شون و اینا. خلاصه کلام اینکه همه جا افراد سودجو پیدا می شن

ملودی خواننده و لیریک نویس گروه آبجیز هم خونه شعله اینا بود. خیلی از صحبت با اون لذت بردم، جا افتاده و فهمیده بود. اصولا ایرانی هایی که خارج از ایران هستند دیدگاه نادرستی دارند نسبت به جامعه ایران که ملودی فراتر از این قانون بود

خلاصه دو روز گشتیم. در این گشت و گذارات محل اجرا و پوستر فستیوال رو روی دیوارای شهر یافتیم


دلیل رمانتیک بودن این عکس اینه که مجبورشدم بدون فلاش عکس بگیرم.
شب قبل فستیوال هم رفتیم شام دسته جمعی . مانی و شعله برامون حرف زدند و نکات لازم رو تذکر دادند و …  رستوران هندی بود و گارسونها هم هندی بوند. بعد موقع عبور و مرور به آدم تنه می زدند. باید خودت حواستو جمع می کردی که زیر دست و پا له نشی. منو یاد بازار تهران انداخت که کارگرهایی که بار حمل می کنند کاری ندارند تو زنی، بچه ای، اگه لطف کنند “یا اللهی” می گن, اگه نرفتی کنار دیگه نتیجه اش به خودت مربوطه.  همینجوری از دود سیگار و سیگاری فراری بودم و هی میز عوض می کردم که شیرعلی و زنش ظاهر شدند! من و علی الان دو ساله همکاری میکنیم ولی از طریق اینترنت، اصلا همدیگه رو ندیده بودیم. یعنی یه روز قبل از اینکه اجرای زنده داشته باشیم تازه دیدار فیزیکی پیدا کردیم. خلاصه یک پسر شاخ شمشادی بود این علی جونم که نگو، زنش هم که روز قبلش مزدوج شده بودند خیلی خانوم بود. وقتی اینجور چیزا قراره تعریف شه خود به خود زبان شمسی خانومی می شه


با آقای نصیر که دارنده سایت زیرزمین هست هم دیدار کردم و از صمیمیتی که در کارش داشت لذت بردم. و آقای بلور از بی بی سی که چون قبلا نخواسته بودم باهام مصاحبه کنه, فکر می کرد من قصد جونشو دارم هم آشنا شدم. من دیدم آقای بی بی سی بچه که نیست، دو برابر من سن داره. مثل آدم توضیح دادم که آقا، ما جوانیم، معترضیم، از تلقین های رسانه های دروغین خسته شدیم، بی بی سی یه سمبله و خوشمون نمی آد.  علاوه بر این مصاحبه های شما رو هم سطحی یافتیم. سوالاتون رو کلیشه یافتیم. من از خبرنگارا و مصاحبه و رسانه ها فراری ام چون دوست ندارم به عنوان سوژه ازم سواستفاده بشه. نه می خوام معروف شم نه می خوام صورتمو رنگ آمیزی کنم و عکسام دست به دست بچرخه .اون هم (ظاهرا) درک کرد و همه چی (ظاهرا) حل شد. ای بابا. ما هم جوون خام و ساده ای بیش نیستیما
آخر شب ریول و دو تا از شاعرها رسیدند و ما رو که جلوی رستوران از سرما می لرزیدیم (من یکی که می لرزیدم!) با فری استایلاشون (یعنی فی البداهه گویی در رپ) گرم کردند. کمی. سرد بود خیلی.

در قسمت دوم گزارش روز اجرا را خواهم داد
قسمت دوم


www.iranianmusicfestivals.comلینک سایتهای اکثر گروههای نام برده در این سایت هست

این لینکها رو هم ببینید بد نیست
www.zirzamin.se
:) www.bbc.com :)

Š

Tags Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
Categories: Articles (FA)
Posted By: Salome
E-mail | Permalink | Comments (5)
 20 Oct 2006 @ 10:47 AM 
 

مصاحبه کلاه استودیو با میوت ایجنسی

 

اطلاعات دقیق در باره  گروه میوت ایجنسی و جزئیات شکل گیری و حرکت گروه را از خودشان خواهیم پرسید اما آنچه در ابتدا باید بگویم  این است که  میوت ایجنسی در حال حاضر  اولین  آلبوم خود را   با عنوان “تجربه اول “  آماده نگاه داشته و مشغول ساخت و تنظیم قطعاتی جدید تر برای آینده است .  مهم این نیست که تجربه اول میوت ایجنسی در حال حاضر به گوش چند نفر رسیده است , هر چند که پیش  از این شبکه جهانی میوزیک نیشن کلیپ این گروه را برای بینندگان خود پخش کرده است.آنچه اهمیت دارد  تجربه نوازندگی وبیشتر از آن تجربه ضبط و صدا سازی دیجیتال  و تنظیم آلبوم است. آلبومی که  در نوع خود  به عنوان موسیقی مستقل ایرانی بی شک بی نظیر است اما در باره بقیه اعضا  ااز خودشان سوال خواهیم کرد؟

کلاه استودیو : ممنون می شویم اول از همه در باره گروه میوت ایجنسی ,  اعضا , مدت فعالیت و چگونگی آشنایی تان با هم   برایمان بگویید,

سیاوش امامی : بهتره که از سال هفتاد و نه شروع کنیم خودت در جریان بودی اون موقع   یک دو سال بود که تنها برای خودم مشغول به ساختن یک مشت آهنگ بودم که برام مهم هم نبود که چه اتفاقی می افته .فقط دنبال یک راه جدید بودم سال هشتاد و یک بود , فکر کنم که دو تا از دوست هام از فرانسه اومده بودند. ما واقعا همینجوری نشسته بودیم و در باره موزیک گپ می زدیم , ساعت سه نیمه شب بود .من همینجوری یک آهنگ ساده تنظیم کردم بعد دوستم آرش سرکشیک روی اون کار فلوت زد و بعد هم برادرش نیما روی کیبورد کار رو اضافه کرد و من هم گیتارش رو زدم .فقط مونده بود که آرش روی کار بخونه منتهی جالب اینجاست که اون ها یک ساعت بعد باید می رفتن .دیگه این آرش بود که یه شعر تو ذهنش آمده کرد و بداهه روی کار خوند.راستش یادم نمی یاد چی شد که اون کار رفت تامو . رفت تامو و من هم اصلا فکر نمی کردم اون کار مورد استقبال قرار بگیره      به هر حال رفت تامو و کار رو پسندیدند و اتفاق های بعدش.حالا کات . یک سال بعد دیگه من داشتم برای خودم کارم رو ادامه می دادم و چند تا کار هم آماده کرده بودم
حالا باید این رو بگم که من با محمد مرادی (نوازنده درام)سالها هم محل بودیم اما هیچ کدوم از اینکه اون یکی ساز می زنه خبر نداشت .یعنی نه من می دونستم که تو محله کسی هست که درام می زند و نه او می دونست  که من گیتار می زنم و … اما همدیگر را در محل دیده بودیم.نه اینکه سلام واحوال پرسی کرده باشیم.تا اینکه یک روز یکی از دوستان مان گفت که چند کوچه آنطرف تر یه کسی هست که درام می زنه , اگه دوست داریم بریم یک سر پیشش . من رفتم خونه محمد و دوستی ما اینطور شروع شد.فردای اونروز من سازم رو بردم خونه محمد و کارمون شروع شد دیگه من توخونه هر کاری می ساختم می بردم پیش محمد و با گیتارو درام می زدیم و می خوندیم..تا اینجا اسم گروه موتوژن بود .   حالا دنبال خواننده می گشتیم . و با چند نفر هم صحبت کردیم ولی اونکه می خواستیم رو در نمی آوردند ..تا اینکه یک روز محمد گفت که یک دوستی داره که تو تمرین های گروه آترا بیس می زند . محمد پیش نهاد کرد که یک قراری با هومن بگذاریم  و من هم به هومن زنگ زدم و هومن هم پاشد اومد و شروع کرد به خوندن. اون اول چند تا آهنگ از بیتلز و باب دیلن خوند و من خیلی خوشم اومد . البته مطمئن نبئودم روی کار ما می شه از صدای هومن استفاده کرد یانه .به هر حال جلسه بعدی دیدار ما در خونه محمد بود که همونجا هم آهنگ فد آپ شکل گرفت. سه نفری با هم کار کردیم تا وقتی احساس کردیم  موقع  ضبط شده. .
اسمش رو هم بگم . میوت ایجنسی کاملا معلومه یعنی آژانس سکوت یا آژانس خفه  فکر کنم خودش معنیش رو توضیح می ده .

کلاه استودیو : کارهایتان را چگونه ضبط می کنید؟آیا برای تهیه وپیشبرد کارهایتان از کمک مالی خاصی بهره مند هستید؟

سیاوش امامی : یک سری کار های “تجربه اول” رو تو خونه ما و یک سریشون هم خونه امیر توسلی ضبط می کردیم . یعنی کار تو خونه من تنظیم می شد بعد می رفتیم خانه امیر که تقریبا اکوستیک بود. وکال  و چیز هایی رو اونجا بهش اضافه می کردیم و بیس ها رو هومن می زد بعد هم میکس و مستر  وکار تموم می شد.
اما الان دیگه همینجا ضبط شون می کنیم.بعد هم من خودم میکس و مسترشون می کنم و باز تموم. در مورد تهیه کننده هم . نه تهیه کننده به اون شکلی که بشه گفت تهیه کننده نداشتیم . اسم سامان مقدم بود به عنوان تهیه کننده .اون واسه ما کلیپ ساختو خرج و مخارج مربوط به کلیپ و این برنامه ها . ولی نه کمک مالی آنچنانی که همه فکرش رو می کنند

کلاه استودیو : در باره صدا ها و ساز هایی که تو آلبومتون استفاده کردید چطور ؟
ما تو آلبوممون ساز کزو استفاده کردیم که جدا برای اولین بار تو دنیا  از این ساز صدای ایرونی گرفتیم . ساز رو تو البوم آرش گنجبر زد  . شهرام غلامپور هم برای مور دپ قیچک زد و تو کول اند اسمایلی , پیانوی ایده و اجرای امیر توسلی بود .
.
سرو صدا های دیگر هم الکترونیک هستند به علاوه اینکه  درام آلبوم هم به خاطر محدودیت های ضبط  همه پروگرام شده هستند
کلاه استودیو : یک سوال که حتما بار ها به خودتان و دیگران پاسخش را گفته اید: چرا متن کار ها انگلیسی است؟

هومن اژدری : از ابتدای شکل گیری گروه این که متن ها انگلیسی باشند برای ما از اهمیت زیادی برخوردار بود.آنهم به خاطر اینکه احساس می کردیم وقت این است که یک گروه ایرانی کاری بکندبرای آنسوی مرز ها کاری.برای مخاطبین غیر ایرانی البته اجرای وکال با شعر انگلیسی هم  برای من جذاب بود و همیشه دوست داشتم تجربه ای در این باره به دست آورم.
کلاه استودیو : دو سوال در باره شعر های آلبوم اولتان.یک : شعر ها سروده رامین سلامتی و محمد عترتی  وهومن اژدری هستند به جز هومن , نحوه آشنایی شما با اشعار این دو و استفاده از ایت شعر ها چگونه بود؟ دو : آیا شعر ها نشان دهنده خط فکری گروه است یا شما شعر را تنها یکی از فاکتور های تجربه هنری تان می دانید؟

سیاوش امامی : محمد علی عترتی شعر فد آپ رو گفته و دوست هومن اژدری بود . رامین سلامتی هم دوست سامان مقدم بود که توی دبی روی کشتی کار می کرد و شعر ها رو همونجا توی کشتی می نوشت و برای ما با اس ام اس می فرستاد . ما فکرش رو نمی کردیم که چنین آدمی رو پیدا کنیم . چون شعر های خوبی داشت .
کول اند اسمایلی و ساراندد و اسکولیوه را هومن گفته و فد آپ رو هم که محمد علی عترتی گفته , بقیه شعر های آلبوم نوشته رامین سلامتی هستند.
در باره بخش دوم هم باید بگم اگه می خواستیم به شعر فقط به عنوان یه عامل زیبایی شناسی موزیکال نگاه کنیم خوب کار رو بی کلام دنبال می کردیم. نه شعر ها کاملا با خط فکری ما متناسب اند و موزیک هم در جهت شعر هاست  ولی اون ها رو تحت تاثیر قرار نمی دهیم.

کلاه استودیو : به غیر از میوت ایجنسی به چه کارهای دیگری مشغول هستید؟در موسیقی یا اگر در هنر های دیگر نیز علاقه مندی یا فعالیتی دارید

سیاوش امامی : الان من و هومن و محمد داریم کار های آلبوم هومن رو برای اجرای زنده  تمرین می کنیم که اسم اون گروه “مد سیتی ” یا شهر دیوانه است
هومن اژدری : من فعالیت های خودم را در زمینه آهنگسازی , شعر و نوازندگی در موسیقی راک اند رول دارم.البته در کار های شخصی ام اشعار فارسی هستند و نوع موسیقی کاملا با میوت ایجنسی متفاوت است.یک گروه کوچک راک داریم به نام ” مد سیتی “یا شهر دیوانه  که البته مرتبا اعضایش تغییر می کنندیک آلبوم هم دارم با عنوان جمله معروف  که نباید توی نوار فروشی ها دنبالش گشت چون هیچ وقت مجوز نگرفت.
به غیر از موسیقی به ادبیات یا بهتر بگویم نوشتن و خواندن علاقه زیادی دارم.

کلاه استودیو : آیا امکان اجرای زنده کار های آلبوم اولتان  وجود دارد؟

سیاوش امامی : بله وجود داره , منتها تا حالا تست نکردیم بببینیم کار ها اکوستیکشون چه جوری می شه . ولی بقیه صدا ها رو جز با کامپیوتر نمی شه در اورد . یعنی مجبوریم پلی بک بریم.یعنی کامپیوتر و بیس و گیتار و درام و وکال
هومن اژدری : به نظر من با امکاناتی که در کشور هست چه به لخاظ مجوز و چه امکانات این اجرا ممکن نیست به علاوه اینکه مردم هنوز عادت نکرده اند که یک بند دو نفره یا سه نفره براشون برنامه اجرا کنه اما امکانش در خارج وجود داره و اگر فراهم بشه قول می دم اجرای خوبی خواهد شد
کلاه استودیو : به هر حال آن هایی که سال های زیادی از زندگی شان را صرف کاری می کنند, آن کار  را بهتر می شناسند. می خواستم نظرتان را راجع به موسیقی مستقل ایران بدانم . خوشحال می شویم, بدون تعارف به برخی نقاط ضعف و قدرتی که در صحنه موسیقی مستقل ایرانی  می بینید اشاره کنید.

سیاوش امامی :   تو ایران به هر کی گیتار الکتریک بزنه می گن راک .خودت می دونی . اصلا هم کاری به فلسفه راک ندارم .  حالا دوران گذشت و گذشت , بعد از انقلاب هم بچه ها کارشون رو می کردن تا اینکه اوضاع یکم بهتر شد . حالا انگار سر شلنگ و  شل کرده باشن . همینجوری ریختن بیرون . به نظر من تو شلوغ بازار راک و بلوز و پاپ و خالتورو و یه سری بند ها هم کار دادن بیرون اما به نظر من همه این ها چون تجربه است خوبه  الان ما تازه تو دهه هفتاد غربیم منتها یکم عقب تر . الان ده ساله صحبت موزیک راک هست ولی ما موندیم .نمی دونم حالا به خاطر سواده , به خاطر امکانات که من قبول ندارم  یه زمانی بود که هیچ وسیله ای  تو جمهوری نبود ولی الان پر امکانات . به نظر من بچه های ما یکم تو گذشته سیر می کنن و. همون اکورد بندی ها , همان ساز بندی ها , همان ملودی ها , همان شیوه های ضبط ,  , حتما آهنگ باید سولو داشته باشه….اینا کار جدید نیست اینا تجربه است این ها کاور کردن و مشق کردن . اسم راک ایرانی مستقل نیست . یه چیزیه بی شک تقلیدی . خیلی ها می خوان مارک نافلر بشن , دیوید گیلمور بشن , مالمستین بشن .  اونم برای اینه که اجرای زنده ای نیست . ارتباطی با مخاطب نیست . کسی چیزی نمی خواد که هنرمند بخواد دنبالش بره .بچه ها هم فقط یه کاری می کنن , تجربه . به هر حال همین آدم ها هستند که دارن این موزیک رو می برن بالا , همین ها هم باید درست هدایتش کنن.منظورم همه ماست . ما باید حس رو هم تو کارمون وارد کنیم .  برای اینکه مردم ارتباط برقرار کنند حس خیلی مهمه .

هومن اژدری: موسیقی مملکت ما به طور کلی در حال رشد است .بچه های ایرانی موسیقی های خوب زیادی در سبک های مختلف شنیده اند با اینکه امکانات نیست اما سعی می کنند با تکنولوژی روز پیش بروند.اگر روی صحنه نیستند در عوض زیرزمین های زیادی رو می شه پیدا کرد که در آن عده یا افرادی چه در حال تمرین گروهی و چه در پای کامپیوتر مشغول آهنگسازی هستند.به نظر من اوضاع بهتر می شه خیلی ها کار های خوبی کردند که دمشان گرم.اما در طیف عامیانه تر موسیقی ما مریض است.مبتذل است.وقتی آفتی به نام “موسیقی مناسبتی ” به جان موسیقی ایران می افتد و چرت و پرت گفتن نو آوری محسوب می شودوقتی هر کسی که پول داشت می تواند با رشوه و ظاهر سازیی آلبوم و کنسرت بر پا کندیا وقتی کسانی که کارشان خوب است مورد حسد و دشمنی قرار می گیرند.اما من به آن بچه هایی افتخار می کنم که بی آنکه رویایی در باره آینده کارشان داشته باشند , تلاش می کنند و زحمت می کشند و برای همین هم هست که معتقدم اوضاع بهتر خواهد شد.

کلاه استودیو : به هر حال برای یک تولید کننده در هر زمینه ای بدست آوردن بهترین بازار ممکن نیازی ناگزیر است  نه فقط به لحاظ مالی , دست کم به لحاظ یافتن مخاطب . برای انتشار کارهایتان چه برنامه ای دارید  ؟ آیا ترجیح می دهید دراخل ایران کار کنید یا برایتان فرقی نمی کند؟
سیاوش امامی : هیچ فرقی نمی کنه .مهم اینه کارمون به گوش بقیه برسه .چه تو ایران چه یه جای دیگه .  در مورد اجرای زنده هم باید گفت که ما برای کنسرت دادن باید یک جای کوچک اجرا کنیم . که در داخل هم به هیچ شکل امکانش وجود ندارد.
کلاه استودیو : در پایان سوالی که ما از همه هنرمندان  می پرسیم: خوشحال می شویم که بدانیم در باره جهان و انسان امروز  چه فکر می کنید؟

هومن اژدری : دنیا رو به نابودی است . دنیایی که ما آدم ها برای خودمان ساخته ایم به زودی به دست خودمان نابود می شود . این کارخانه هیچ و پوچ سازی که اسمش را جهان امروز می گذارند واقعا خوب کار می کند.هر چند افراد خاصی هستند که جزو چرح دنده های زنگ زده و نافرمان هستند و درست کار نمی کنند ولی همیشه کسانی هم هستند که چرخ دنده ها را دور بیاندازند . همیشه افراد دیگری هستند که با کمال میل جای آنها را بگیرند و درست هم کار کنند

Š

Tags Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
Categories: Interviews (FA)
Posted By: Karan Reshad
E-mail | Permalink | Comments (5)
 20 Jul 2006 @ 9:55 PM 
 

Street Art

 

Kolahstudio is more known for its aproach as the pioneer in Iranian graffiti Scene inviting artists to work in streets ,documenting and Promoting the Iranian street art movement both in Streets and in Web.

Kolahstudio Tag on Wall

You can check our affiliate Blog: IranGraffiti

and also Take a look at A1one‘s blog to visit His Latest Activities.

shadow graffiti by Baten Crew-Tehran

Tags Tags: , , , , , , , , , ,
Categories: Editorials
Posted By: Karan Reshad
E-mail | Permalink | Comments (0)
 09 Jul 2006 @ 10:25 AM 
 

Legal Vs Illegal on Tehran Walls

 

Written by Karan Reshad[+]
This article is A part of Kolahstudio Resaearch book on Urban Art

Nowadays urban art has spread throughout the world especially in metropolitan cities and has grown a history. All the urban artists of different interests ranging from murals to those labelled by the society as vandals are trying to impress something worthy. Every where and every surface is covered by writings, colourful images (either monochrome or due-toned) as a graffiti, mural , stencil/wheatpaste and sticker works, images and visual media that are not chosen and confirmed by the government or the officail authorities. This is the potentiality and power underlying urban life with which the young urban generations  are brought up.

a1one/s work in tehran

The dread and tension, converted in to inspiration and courage that is officially equalled by anarchism(A kind of Socialism with no absolout aim to change any Governing System but rejecting all of them), either elegant anarchy or an art crime.  Regarding the information on internet and other medias ,Graffiti seems to have emerged from the mere darkness and is gradually forming a histoy mingling the past and present, from ancient Times and Cavemen to the latest graffiti movement so far. A hisory which is said to dawn in New York in modern times and is primarily attributed to Taki’s generation tags  .

A1one

 The instances of urban art in Modern days of Iran, as far as we know, dates back to the murals,memorials and the gigantic wall paintings by Iranian artists during the Islamic Revolutionary era. the painting were of two separate but aligned views:1-  anti-capitalism and anti- american murals Mostly done by Professional Artists or Trainde Officials 2- Murals and Stencils in commemeration of Revolution’s martyrs

Some of These Serries are Also Availbe in Irangraffiti.com .(see many photos at: Legals Section for Murals and Download Peace pack 2-PDF for Martyre and deadsoldiers stencils photo Documentary.)

After the Islamic Revolution of Iran all the walls throughout the country were enthusiastically but awkwardly decorated by the potraits of martyrs of revolution and war. Since the memory and bravery of these martyrs were of great concern to Iranian nation and government,
the walls kept being trimmed suchlike for so long and and now are somewhat decorated the same way.

Legal Mural In Tehran

These paintings have been mostly ordered by the authrities or were painted in huge sizes as religious signs or as personal praise and acknowledgement. It’s a sort of Misunderstand among visitors who come to iran from Other countries. Most of Them may REcognize them as a sort of Art and not a Shock if you hear some Tourists say ,Ah!!! it’s a peice of modern Mural ,containing 60 portraits of Some men. No! ofcourse they are All Islamic Army and Religious  Leaders of the REvolution and resistance.Lets read  the qoute from Aydin Aghdashlou in an iranian magazine : I saw s wall in one of the northern cities of Iran on which the images of war martyrs( everyone of which created by a different novice artist) were painted next to eachother in frames of the same size. The series of paintings( some of which waiting to potray martyrs images sometime later) are comparable with  101 portraits, an emminent piece by Gerhard Reischter , the reputable contemporary artist.

It s a wonder why the illegal sort of urban art did not appear or boom in those days.We Should consider That this braveness was always in action among with soccer fans and Metal music Lovers who stencil their Favorite Rockers and Logos on Their Neighbourhood . Author believes the absence of graffiti in Tehran before and after the Islamic Revolution refers to different aspects:
1- Unstability in people’s lives during the imposed war and after that,even before the islamic revolution.
2- Dominant pressure on the young and the consequences and dangers of possible crimes(WE don’t have actualy any laws about Graffiti in IRAN)
3- Financial unstability in society and the way people look to culture
4- Young art atmosphere being comprised of uninspiring concerns , thoughtless and shallow ideas, taken from proffessional concepts
5- The absence of obvious and effective ads and bilboards as long as 70s.(as the Sign of Industrial development and growing of Mass Production)
After islamic revolution till late 70s tehran and other cities of Iran , contrary to capitals and other cities in the world were so lucky not to be bombarded by adverts. however, in the very early 80s ( solar calendar) the capital and all the intercity roads as well as other cities of Iran were attacked by bilboards, ads and advertising media.

 

There s a  controversy over whether Graffiti is really of  any concern in internatinal art communitiies  or not.FActs are showing that Street Art is the Today and future’s Art. Therefore it ‘s no wonder why this social phenomenon is not considered to be serious matter and and an art fact(as is better this way). Furthemore,  the ingorance of iranian art society  about graffiti on one hand and  the immitative hobbies and break-aways of some so-called artists on the other hand are threatening Graffiti to be assigned a childish crime or an abnormal act.When every one wants to be a Picasso or Even Davinci Ofcourse we will lack creative minds who can make a contrast.

Of course It s obvious that Graffiti is opposed with the ideals of modern cities and developing nations and hense seems abnormal. In fact
upon personal experience I believe higher walls , destroying the old beautiful houses and replacing them with skyscrapers, wider roads, urban developement, widespreading communications and the flow of knowledge, the separation of the young art from the public art atmosphere, spread and necessity of advertising in civil markets and more efficient security systems all provoke the young who witnessed and is still witnessing the wind of changes , to be too willing to sabotage everything once been built from their blood.

Modern mechanical tools for destroying a house within a couple of minutes , smashing the walls so full of memories and building skyscrapers over its pile of rubbles,do not they really raise doubts  about  the dignity of house and the value of urban area in the minds of juveniles?

Civil development is something that imprisoned the art works in museums and galleries and Graffiti is an objection to a such perception.If you hold Official ,relation needed biennales ,there are guys and galz who stand against you.S you are choosing your gallery ,too far from the Public Society Graffiti is going to Learn,Do and get the profession absoloutly between the public eye.It’s rude ,Yes it is Rude because it is art.as a Contrast to the Public Culture of blue colar society The Artist should be inpolite to get the attention to an existance of Art – an Urban expression .
Graffiti as is obvious in its instances , emphasizes on change.As the only solution to this crisis, street Art offers urban expression and to be in direct contact with the walls and urban areas and society is obliged to accept it sooner or later.

In this path neither prevention and governmental opposition nor mistakes and people’s disagreements are of any use. Because the appearance of the first painting in a complex city ,like Tehran, can be the basis of a multilateral movement to start an urban experience.like we are witnessing it’s roots right now.

Murcia -Sam3 [+]
ArtCrimes [+]
Irangraffiti Research [+}
WoosterCollective[+]

 

 

Tags Tags: , , , , , ,
Categories: Editorials
Posted By: Karan Reshad
E-mail | Permalink | Comments (3)
\/ DIG MORE >>x ...
KolahStudio has just launched the Web based International Storefront.
  • Role »
  • Posts »
  • Comments »