

به فارسی بخوانید[+]
Arofish: I’ve been in London for 5 years now. It was coming to london that made me want to do street art, when I saw what was here.The street art scene is great here, althought there’s a lot of very derivative, cliched stuff appearing these days. I think that doing graffiti in a place like south Lebanon – where they’ve never seen it before – is going to have a stronger effect than in a place like London, where we are used to it.

KS: How did you start Stencil and Spray? What was your first stencil?and are you making any New stencil right Now(these days)?
Arofish: My first one, as I remember, was called “Madonna: Live in Gaza” which showed a woman and child in obviously Arab dress, sitting in the ruins of their home. as I came to graffiti from a background of political activism, my first works were very direct, perhaps propagandist. I tried to get away from that and do more abstract work. But currently I’m working on a piece about the Blackwater scandal (Those mercenary pigs who are killing people in Iraq with no law to govern them). So perhaps it’s a bit of a circle.
Arofish: Well, war is quite a fashionable subject for street artists right now; which has its good and bad side. I portray images of war because I’ve spent quite a bit of time in areas of conflict, from Bosnia when I was 21 to Afghanistan this year. it’s what’s in my mind so it’s going to come out in the work. Unfortunately I think a lot of other people are drawing tanks and bombs because it’s trendy. But they reach a audience as well so perhaps I shouldn’t be so negative.

KS: What Do you do for living?do you make money out of art?
Arofish: I do various things. some times I sell a bit of artwork, but it can be less than straightforward. I’m still learning how to play in that world really, and I don’t know how much longer i’ll be doing it. Other times I do a bit of journalism and sometimes labouring work in construction, rigging, etc.
KS: You have been in middle east. Iran is completely Different with Arabic countries you have seen .AS a Visitor to 3 wiered countries of Plastine , lebanon and Iraq. did you found who is Guilty of The war or what is it for?
Arofish: Well, the Iraq war is becoming increasingly complicated but essentially I still believe that American government and businesses want economic and political control of that region.

KS: and what do you think or know about Iran.or can you give us the real image you may have about Our country?
Arofish: I know so little about Iran that I shouldn’t really say anything, except that it has a fascinating history and I’d love to come and visit you there one day.
KS: And at last … Do you often work with permission or Illegal?
Arofish: Usually illegal, but I’m getting asked to do more.
KS: Thanks for Your Answers.
Arofish’s Website[+]


گزارش “با طرف” از فستیوال “اینترگلکتیک” موسیقی زیرزمینی ایرانی در آمستردام-نه مختصر نه مفصل
قسمت دوم
گزارش و عکس : سالومه
فردا شد و رفتیم و رسیدیم به دهکاده (مثل اینکه “دهکده” رو با لحجه رشتی بگین خونده می شه) که محل اجرا بود. یه سالن تقریبا 600 نفره (امیدوارم درست باشه از خودم گفتم) با صحنه تقریبا بزرگ. رفتیم پشت صحنه، دو طبقه هم بالای صحنه و باز پشت و کلی در رو رد کردیم و بالاخره به بک استیج رسیدیم
من که تا اون روز نه اجرا داشتم نه جز میکروفون زاغارتی خونه و میکروفونای استودیویی میکروفون به دست گرفته بودم و نه با شیرعلی کوچکترین هماهنگی داشتیم در مورد اجرای زنده، (چقدر توجیه گفتم خوبه یه جوری قبل از اجرا با شیرعلی بشینیم تمرین کنیم. یه اتاق به ما دادند و تمرین کردیم. یه دوست دیگه داره شیرعلی که اون هم قرار بود مسئولیت جو دادن به آهنگها رو به عهده بگیره و تازه اون روز از آلمان سلانه سلانه با ماشین راه افتاده بود. امیدوار بودیم که تا یکی دو ساعت قبل از اجرای ما که حول ساعت 8 بود از راه برسه که بتنونیم یکم هماهنگی کنیم. بعد هم چون من کسی رو نداشتم که لیریکامو حفظ باشه و در اجرای زنده یکم بار من رو سبک کنه، به علی گفتم که حداقل جاهایی که نفسم نمی رسه به کمک بیاد. (آخرش هم رو صحنه من رو تنها گذاشت و یادش رفا بعضی جاها رو و من هم با بدبختی سعی کردم خفه نشم
همین موقع ها بود که همه گروهها می رفتن برای تنظیم صدا و میکروفون و ساز و غیره. من و شیرعلی هم با آهنگ “جنگ درون” این کار رو کردیم. یکی از دوستان هم عکس گرفته اون موقع

ما که توی اتاق بالا هول هولکی داشتیم تمرین می کردیم نفهمیدیم که شعله و مانی صحبت کردند و فستیوال آغاز شد. خوبه یکی خبر داد و بدو بدو رفتم پایین که اجرای گروه یازده رو ببینم. با اینکه موسیقی الکترونیک اینطوری دوست ندارم ولی هم ازایران دوستام بودن هم برام جالب بود که یه دختر سوپرانوی ایرانی قراره با موزیک الکترو بخونه. اجرا خیلی زیبا بود، صدای خانومه خیلی گیرا بود، ولی حیف که اولین اجرا بود! چون هیچکس گرم نشده بود و همه داشتند میخ صحنه رو نگاه می کردند.
شاید هم متعجب بودند از حرفه ای بودن کار یا اینکه فکر می کردند قراره باباکرم بشنوند. در هر صورت اجرای موفقی بود، من این چیز میزای حرفه ایشو نمی دونم ولی آرش که اصل کاریه گروهه داشت با نرم افزارهای کامپیوتری فی البداهه موزیک رو می زد و هومن هم با یه دستگاهی (که اسمشو الان با اس ام اس پرسیدم ولی جواب نداد!) همراهیش می کرد. خانومه هم هر از چندگاهی آآآ می گفت. بعد از اجرا رفتم بهشون تبریک گفتم و به خانومه هم گفتم که ایول فهمیدم چرا اصلا تحویل نمی گیری (چون خیلی اخمو بود) خیلی صدات قشنگه. ولی باز هم تحویل نگرفت
بعد از اونها هم میس دی که رپر حرفه ایه رفت رو صحنه. دو تا سیاه پوست هم با رقصهای سیاهپوستی همراهیش می کردند. کلا کار خیلی نمایشی و از نظر اجرا حرفه ای بود. به صحنه هم خیلی مسلط بود. حتی یه منیجر هم داشت که اونم به هر دلیلی! در صحنه نشسته بود. اجرای میس دی رو که به انگلیسی و هلندی می خوند 5 دقیقه ای دیدم بعد رفتم بالا که ادامه تمرینمون رو با شیرعلی انجام بدیم. بعدا گفتند که انگار آخر اجراش به فارسی هم رپ کرده. با اینکه من با این سبک هیپ هاپ میانه ای ندارم (شاخبازی و کتک کاری و از اونور دختر پسر و عشق بازی و اینا) ولی باز هم آدم نمی تونه ایول نگه. میس دی یه مامان خیلی باحال هم داشت که یکم باهاش صحبت کردم و خیلی زن خوش رو و خوش صحبتی بود و از آشنایی خوشبخت گشتم
ما در حال تمریم و اینا بودیم که یه دفعه یادم افتاد هایپرنوا بعد از میس دی اجرا داشتند. ولی وقتی جنبدیم و رفتم پایین اجراشون داشت تموم می شد. (من هم با این گزارش دادنم! ولی قیافه تماشاچی ها خیلی راضی بود. اونا کلا اونقدر آدمهای راحت و مثبتی هستند که هم در موزیک و هم در صحنه این صفات درونشون منعکس می شه
یادم رفت بگم که بین اجراهای گروهها یه سری فیلم و تیزر از خروس فیلم یا افراد دیگه و یا آهنگ (از محسن نامجو، هیچکس و گروه سیاه و سفید شنیدم) نمایش می دادند. مثلا خروس فیلم یه فیلم داره که یکی از آهنگهای خواننده پاپ بنیامین رو به طنز کشیدند. یا ویدئوهای دیگه ای که آهنگها و قشر به اصطلاح “جواد” رو مسخره کردند. بعد جالبش اینجاست که بعضی از خانومهای تماشاچی که اونجا بودند متوجه طنز قضیه نشده و با خوشحالی در این جور آهنگها قر می دادند
![]()
بعد از اونها آبجیز رفتند روی صحنه. خیلی موسیقی خوبی دارند! لیریکها هم خیلی خلاقانه است. (ملودی می نویسه.)(به خدا ملودی به من پول نداده). دو تا خواهر خنده رو هستند (ملودی و صفورا) و یه داداش فهمیده (صوفی که بیشتر کارهای تکنیکیشون رو انجام می ده و رو صحنه نمی ره) و چند موزیسین غیر ایرانی. یه پسری هم بود که پرکاشن می زد فوق العاده! یه شونصدتایی شیکر و از این سازهای کوچولو داشت که از یه جای مجهول در پشت پرکاشن در می آورد و تکون می داد. من همه اش داشتم اونو نگاه می کردم که چطور مسلطه به همه اینها و تمرکزشو از دست نمی ده
ما باز آخراش رفتیم بالا و به تمرین ادامه دادیم

شیرعلی در حال تمرین. من هم اون گوشه بودم که خودمو سانسور کردم
یواش یواش نگرانی داشت می اومد که این آقای سوم (آلمانیه که قراره جو بده به تماشاچیا) چرا نمی رسه. در این حین گروه خاک روی صحنه بود که من نتونستم ببینم. بعد از اونا شاهزادگان ایرانی می رفتند رو صحنه و بعدش هم ما بودیم. داشتم به پویا (از پرشین پرینسس) می گفتم که آره من و علی جفتمون متفکر و غمگینیم و زیاد بلد نستیم جو دادن به صحنه رو. پویا هم عزیز خودمه، گفت اگه بخوایم خودش می تونه بیاد برای اینکار. مهرک مهربون (ریول) هم گفت می تونه. آدم در این لحظات اشک در چشمانش حلقه می زنه ولی من چون استرس داشتم اشکم نیومد! وقتی پویا و دو شاهزاده دیگه رفتند روی صحنه ما هم رفتیم پایین. با اینکه خیلی می خواستم همه اجراشون رو ببینم ولی با علی رفتیم جلوی در تو کوچه که ببینیم این آقا کی میاد! کلی داشتم جمله خارجی تو ذهنم آماده می کردم که وقتی اومد براش ردیف کنم! دیگه اینقدر رفتم بالا اومدم پایین و حرص خوردم که همه انرژی و ذوقم رفت
آخرش گفتیم هرچه باداباد و رفتیم پشت صحنه. چون گفتند وقت کمه آخرین آهنگمون رو حذف کردیم. دو دقیقه ای مونده بود بریم رو صحنه که این آقا اومد. من هم به خارجی داشتم نهایت خشم خودم رو بیان می کردم که فهمیدم اصلا انگلیسی نمی دونه و من دارم با خودم حرف می زنم
قبل از اجرای ما، مانی و مصطفی به جای کلیپ یا آهنگی که بین اجراها می گذاشتند، یه نمایش کوتاه ترتیب داده بودند. البته من اون موقع ندیدم ولی بعدا فیلمش رو در خونه شعله اینا دیدم. جفتشون در حالیکه ماسک ضد گاز زده بودند (ظاهری که از تنها آشناست!) و خیلی خفن به نظر می رسیدند و گیتارهای الکتریک به دست گرفته بودند اومدند و جلوی دو میکروفون ایستادند. همه انتظار موسیقی خشونت باری رو داشتند. ولی لحظه های می گذشت و صدایی به گوش نمی رسید. اونا هم با راحتی اینور اونور رو نگاه می کردند و گیتار آکورد می کردند ولی حرکتی برای شروع انجام نمی دادند. در آخر جفتشون برگشتند و بدون حرفی از صحنه خارج شدند. تماشاچیا هم تازه فهمیدند چی به چیه و کف زدند

اسم این اجرا “فریاد” بود.
ادامه شو در قسمت سوم و آخر می نویسم
عکس های بیشتر رو می توانید در سایت زیرزمین ببینید. من زیاد عکس نتونستم بگیرم. از اینور اونور هم عکس خواستن و اجازه گرفتن و اینا کاری بس طاقت فرساست
شرمنده دیگه


اطلاعات دقیق در باره گروه میوت ایجنسی و جزئیات شکل گیری و حرکت گروه را از خودشان خواهیم پرسید اما آنچه در ابتدا باید بگویم این است که میوت ایجنسی در حال حاضر اولین آلبوم خود را با عنوان “تجربه اول “ آماده نگاه داشته و مشغول ساخت و تنظیم قطعاتی جدید تر برای آینده است . مهم این نیست که تجربه اول میوت ایجنسی در حال حاضر به گوش چند نفر رسیده است , هر چند که پیش از این شبکه جهانی میوزیک نیشن کلیپ این گروه را برای بینندگان خود پخش کرده است.آنچه اهمیت دارد تجربه نوازندگی وبیشتر از آن تجربه ضبط و صدا سازی دیجیتال و تنظیم آلبوم است. آلبومی که در نوع خود به عنوان موسیقی مستقل ایرانی بی شک بی نظیر است اما در باره بقیه اعضا ااز خودشان سوال خواهیم کرد؟

کلاه استودیو : ممنون می شویم اول از همه در باره گروه میوت ایجنسی , اعضا , مدت فعالیت و چگونگی آشنایی تان با هم برایمان بگویید,
سیاوش امامی : بهتره که از سال هفتاد و نه شروع کنیم خودت در جریان بودی اون موقع یک دو سال بود که تنها برای خودم مشغول به ساختن یک مشت آهنگ بودم که برام مهم هم نبود که چه اتفاقی می افته .فقط دنبال یک راه جدید بودم سال هشتاد و یک بود , فکر کنم که دو تا از دوست هام از فرانسه اومده بودند. ما واقعا همینجوری نشسته بودیم و در باره موزیک گپ می زدیم , ساعت سه نیمه شب بود .من همینجوری یک آهنگ ساده تنظیم کردم بعد دوستم آرش سرکشیک روی اون کار فلوت زد و بعد هم برادرش نیما روی کیبورد کار رو اضافه کرد و من هم گیتارش رو زدم .فقط مونده بود که آرش روی کار بخونه منتهی جالب اینجاست که اون ها یک ساعت بعد باید می رفتن .دیگه این آرش بود که یه شعر تو ذهنش آمده کرد و بداهه روی کار خوند.راستش یادم نمی یاد چی شد که اون کار رفت تامو . رفت تامو و من هم اصلا فکر نمی کردم اون کار مورد استقبال قرار بگیره به هر حال رفت تامو و کار رو پسندیدند و اتفاق های بعدش.حالا کات . یک سال بعد دیگه من داشتم برای خودم کارم رو ادامه می دادم و چند تا کار هم آماده کرده بودم
حالا باید این رو بگم که من با محمد مرادی (نوازنده درام)سالها هم محل بودیم اما هیچ کدوم از اینکه اون یکی ساز می زنه خبر نداشت .یعنی نه من می دونستم که تو محله کسی هست که درام می زند و نه او می دونست که من گیتار می زنم و … اما همدیگر را در محل دیده بودیم.نه اینکه سلام واحوال پرسی کرده باشیم.تا اینکه یک روز یکی از دوستان مان گفت که چند کوچه آنطرف تر یه کسی هست که درام می زنه , اگه دوست داریم بریم یک سر پیشش . من رفتم خونه محمد و دوستی ما اینطور شروع شد.فردای اونروز من سازم رو بردم خونه محمد و کارمون شروع شد دیگه من توخونه هر کاری می ساختم می بردم پیش محمد و با گیتارو درام می زدیم و می خوندیم..تا اینجا اسم گروه موتوژن بود . حالا دنبال خواننده می گشتیم . و با چند نفر هم صحبت کردیم ولی اونکه می خواستیم رو در نمی آوردند ..تا اینکه یک روز محمد گفت که یک دوستی داره که تو تمرین های گروه آترا بیس می زند . محمد پیش نهاد کرد که یک قراری با هومن بگذاریم و من هم به هومن زنگ زدم و هومن هم پاشد اومد و شروع کرد به خوندن. اون اول چند تا آهنگ از بیتلز و باب دیلن خوند و من خیلی خوشم اومد . البته مطمئن نبئودم روی کار ما می شه از صدای هومن استفاده کرد یانه .به هر حال جلسه بعدی دیدار ما در خونه محمد بود که همونجا هم آهنگ فد آپ شکل گرفت. سه نفری با هم کار کردیم تا وقتی احساس کردیم موقع ضبط شده. .
اسمش رو هم بگم . میوت ایجنسی کاملا معلومه یعنی آژانس سکوت یا آژانس خفه فکر کنم خودش معنیش رو توضیح می ده .

کلاه استودیو : کارهایتان را چگونه ضبط می کنید؟آیا برای تهیه وپیشبرد کارهایتان از کمک مالی خاصی بهره مند هستید؟
سیاوش امامی : یک سری کار های “تجربه اول” رو تو خونه ما و یک سریشون هم خونه امیر توسلی ضبط می کردیم . یعنی کار تو خونه من تنظیم می شد بعد می رفتیم خانه امیر که تقریبا اکوستیک بود. وکال و چیز هایی رو اونجا بهش اضافه می کردیم و بیس ها رو هومن می زد بعد هم میکس و مستر وکار تموم می شد.
اما الان دیگه همینجا ضبط شون می کنیم.بعد هم من خودم میکس و مسترشون می کنم و باز تموم. در مورد تهیه کننده هم . نه تهیه کننده به اون شکلی که بشه گفت تهیه کننده نداشتیم . اسم سامان مقدم بود به عنوان تهیه کننده .اون واسه ما کلیپ ساختو خرج و مخارج مربوط به کلیپ و این برنامه ها . ولی نه کمک مالی آنچنانی که همه فکرش رو می کنند
کلاه استودیو : در باره صدا ها و ساز هایی که تو آلبومتون استفاده کردید چطور ؟
ما تو آلبوممون ساز کزو استفاده کردیم که جدا برای اولین بار تو دنیا از این ساز صدای ایرونی گرفتیم . ساز رو تو البوم آرش گنجبر زد . شهرام غلامپور هم برای مور دپ قیچک زد و تو کول اند اسمایلی , پیانوی ایده و اجرای امیر توسلی بود .
.
سرو صدا های دیگر هم الکترونیک هستند به علاوه اینکه درام آلبوم هم به خاطر محدودیت های ضبط همه پروگرام شده هستند
کلاه استودیو : یک سوال که حتما بار ها به خودتان و دیگران پاسخش را گفته اید: چرا متن کار ها انگلیسی است؟
هومن اژدری : از ابتدای شکل گیری گروه این که متن ها انگلیسی باشند برای ما از اهمیت زیادی برخوردار بود.آنهم به خاطر اینکه احساس می کردیم وقت این است که یک گروه ایرانی کاری بکندبرای آنسوی مرز ها کاری.برای مخاطبین غیر ایرانی البته اجرای وکال با شعر انگلیسی هم برای من جذاب بود و همیشه دوست داشتم تجربه ای در این باره به دست آورم.
کلاه استودیو : دو سوال در باره شعر های آلبوم اولتان.یک : شعر ها سروده رامین سلامتی و محمد عترتی وهومن اژدری هستند به جز هومن , نحوه آشنایی شما با اشعار این دو و استفاده از ایت شعر ها چگونه بود؟ دو : آیا شعر ها نشان دهنده خط فکری گروه است یا شما شعر را تنها یکی از فاکتور های تجربه هنری تان می دانید؟
سیاوش امامی : محمد علی عترتی شعر فد آپ رو گفته و دوست هومن اژدری بود . رامین سلامتی هم دوست سامان مقدم بود که توی دبی روی کشتی کار می کرد و شعر ها رو همونجا توی کشتی می نوشت و برای ما با اس ام اس می فرستاد . ما فکرش رو نمی کردیم که چنین آدمی رو پیدا کنیم . چون شعر های خوبی داشت .
کول اند اسمایلی و ساراندد و اسکولیوه را هومن گفته و فد آپ رو هم که محمد علی عترتی گفته , بقیه شعر های آلبوم نوشته رامین سلامتی هستند.
در باره بخش دوم هم باید بگم اگه می خواستیم به شعر فقط به عنوان یه عامل زیبایی شناسی موزیکال نگاه کنیم خوب کار رو بی کلام دنبال می کردیم. نه شعر ها کاملا با خط فکری ما متناسب اند و موزیک هم در جهت شعر هاست ولی اون ها رو تحت تاثیر قرار نمی دهیم.

کلاه استودیو : به غیر از میوت ایجنسی به چه کارهای دیگری مشغول هستید؟در موسیقی یا اگر در هنر های دیگر نیز علاقه مندی یا فعالیتی دارید
سیاوش امامی : الان من و هومن و محمد داریم کار های آلبوم هومن رو برای اجرای زنده تمرین می کنیم که اسم اون گروه “مد سیتی ” یا شهر دیوانه است
هومن اژدری : من فعالیت های خودم را در زمینه آهنگسازی , شعر و نوازندگی در موسیقی راک اند رول دارم.البته در کار های شخصی ام اشعار فارسی هستند و نوع موسیقی کاملا با میوت ایجنسی متفاوت است.یک گروه کوچک راک داریم به نام ” مد سیتی “یا شهر دیوانه که البته مرتبا اعضایش تغییر می کنندیک آلبوم هم دارم با عنوان جمله معروف که نباید توی نوار فروشی ها دنبالش گشت چون هیچ وقت مجوز نگرفت.
به غیر از موسیقی به ادبیات یا بهتر بگویم نوشتن و خواندن علاقه زیادی دارم.
کلاه استودیو : آیا امکان اجرای زنده کار های آلبوم اولتان وجود دارد؟
سیاوش امامی : بله وجود داره , منتها تا حالا تست نکردیم بببینیم کار ها اکوستیکشون چه جوری می شه . ولی بقیه صدا ها رو جز با کامپیوتر نمی شه در اورد . یعنی مجبوریم پلی بک بریم.یعنی کامپیوتر و بیس و گیتار و درام و وکال
هومن اژدری : به نظر من با امکاناتی که در کشور هست چه به لخاظ مجوز و چه امکانات این اجرا ممکن نیست به علاوه اینکه مردم هنوز عادت نکرده اند که یک بند دو نفره یا سه نفره براشون برنامه اجرا کنه اما امکانش در خارج وجود داره و اگر فراهم بشه قول می دم اجرای خوبی خواهد شد
کلاه استودیو : به هر حال آن هایی که سال های زیادی از زندگی شان را صرف کاری می کنند, آن کار را بهتر می شناسند. می خواستم نظرتان را راجع به موسیقی مستقل ایران بدانم . خوشحال می شویم, بدون تعارف به برخی نقاط ضعف و قدرتی که در صحنه موسیقی مستقل ایرانی می بینید اشاره کنید.
سیاوش امامی : تو ایران به هر کی گیتار الکتریک بزنه می گن راک .خودت می دونی . اصلا هم کاری به فلسفه راک ندارم . حالا دوران گذشت و گذشت , بعد از انقلاب هم بچه ها کارشون رو می کردن تا اینکه اوضاع یکم بهتر شد . حالا انگار سر شلنگ و شل کرده باشن . همینجوری ریختن بیرون . به نظر من تو شلوغ بازار راک و بلوز و پاپ و خالتورو و یه سری بند ها هم کار دادن بیرون اما به نظر من همه این ها چون تجربه است خوبه الان ما تازه تو دهه هفتاد غربیم منتها یکم عقب تر . الان ده ساله صحبت موزیک راک هست ولی ما موندیم .نمی دونم حالا به خاطر سواده , به خاطر امکانات که من قبول ندارم یه زمانی بود که هیچ وسیله ای تو جمهوری نبود ولی الان پر امکانات . به نظر من بچه های ما یکم تو گذشته سیر می کنن و. همون اکورد بندی ها , همان ساز بندی ها , همان ملودی ها , همان شیوه های ضبط , , حتما آهنگ باید سولو داشته باشه….اینا کار جدید نیست اینا تجربه است این ها کاور کردن و مشق کردن . اسم راک ایرانی مستقل نیست . یه چیزیه بی شک تقلیدی . خیلی ها می خوان مارک نافلر بشن , دیوید گیلمور بشن , مالمستین بشن . اونم برای اینه که اجرای زنده ای نیست . ارتباطی با مخاطب نیست . کسی چیزی نمی خواد که هنرمند بخواد دنبالش بره .بچه ها هم فقط یه کاری می کنن , تجربه . به هر حال همین آدم ها هستند که دارن این موزیک رو می برن بالا , همین ها هم باید درست هدایتش کنن.منظورم همه ماست . ما باید حس رو هم تو کارمون وارد کنیم . برای اینکه مردم ارتباط برقرار کنند حس خیلی مهمه .
هومن اژدری: موسیقی مملکت ما به طور کلی در حال رشد است .بچه های ایرانی موسیقی های خوب زیادی در سبک های مختلف شنیده اند با اینکه امکانات نیست اما سعی می کنند با تکنولوژی روز پیش بروند.اگر روی صحنه نیستند در عوض زیرزمین های زیادی رو می شه پیدا کرد که در آن عده یا افرادی چه در حال تمرین گروهی و چه در پای کامپیوتر مشغول آهنگسازی هستند.به نظر من اوضاع بهتر می شه خیلی ها کار های خوبی کردند که دمشان گرم.اما در طیف عامیانه تر موسیقی ما مریض است.مبتذل است.وقتی آفتی به نام “موسیقی مناسبتی ” به جان موسیقی ایران می افتد و چرت و پرت گفتن نو آوری محسوب می شودوقتی هر کسی که پول داشت می تواند با رشوه و ظاهر سازیی آلبوم و کنسرت بر پا کندیا وقتی کسانی که کارشان خوب است مورد حسد و دشمنی قرار می گیرند.اما من به آن بچه هایی افتخار می کنم که بی آنکه رویایی در باره آینده کارشان داشته باشند , تلاش می کنند و زحمت می کشند و برای همین هم هست که معتقدم اوضاع بهتر خواهد شد.
کلاه استودیو : به هر حال برای یک تولید کننده در هر زمینه ای بدست آوردن بهترین بازار ممکن نیازی ناگزیر است نه فقط به لحاظ مالی , دست کم به لحاظ یافتن مخاطب . برای انتشار کارهایتان چه برنامه ای دارید ؟ آیا ترجیح می دهید دراخل ایران کار کنید یا برایتان فرقی نمی کند؟
سیاوش امامی : هیچ فرقی نمی کنه .مهم اینه کارمون به گوش بقیه برسه .چه تو ایران چه یه جای دیگه . در مورد اجرای زنده هم باید گفت که ما برای کنسرت دادن باید یک جای کوچک اجرا کنیم . که در داخل هم به هیچ شکل امکانش وجود ندارد.
کلاه استودیو : در پایان سوالی که ما از همه هنرمندان می پرسیم: خوشحال می شویم که بدانیم در باره جهان و انسان امروز چه فکر می کنید؟
هومن اژدری : دنیا رو به نابودی است . دنیایی که ما آدم ها برای خودمان ساخته ایم به زودی به دست خودمان نابود می شود . این کارخانه هیچ و پوچ سازی که اسمش را جهان امروز می گذارند واقعا خوب کار می کند.هر چند افراد خاصی هستند که جزو چرح دنده های زنگ زده و نافرمان هستند و درست کار نمی کنند ولی همیشه کسانی هم هستند که چرخ دنده ها را دور بیاندازند . همیشه افراد دیگری هستند که با کمال میل جای آنها را بگیرند و درست هم کار کنند


Kolahstudio is more known for its aproach as the pioneer in Iranian graffiti Scene inviting artists to work in streets ,documenting and Promoting the Iranian street art movement both in Streets and in Web.

You can check our affiliate Blog: IranGraffiti
and also Take a look at A1one‘s blog to visit His Latest Activities.



Written by Karan Reshad[+]
This article is A part of Kolahstudio Resaearch book on Urban Art
Nowadays urban art has spread throughout the world especially in metropolitan cities and has grown a history. All the urban artists of different interests ranging from murals to those labelled by the society as vandals are trying to impress something worthy. Every where and every surface is covered by writings, colourful images (either monochrome or due-toned) as a graffiti, mural , stencil/wheatpaste and sticker works, images and visual media that are not chosen and confirmed by the government or the officail authorities. This is the potentiality and power underlying urban life with which the young urban generations are brought up.

The dread and tension, converted in to inspiration and courage that is officially equalled by anarchism(A kind of Socialism with no absolout aim to change any Governing System but rejecting all of them), either elegant anarchy or an art crime. Regarding the information on internet and other medias ,Graffiti seems to have emerged from the mere darkness and is gradually forming a histoy mingling the past and present, from ancient Times and Cavemen to the latest graffiti movement so far. A hisory which is said to dawn in New York in modern times and is primarily attributed to Taki’s generation tags .

The instances of urban art in Modern days of Iran, as far as we know, dates back to the murals,memorials and the gigantic wall paintings by Iranian artists during the Islamic Revolutionary era. the painting were of two separate but aligned views:1- anti-capitalism and anti- american murals Mostly done by Professional Artists or Trainde Officials 2- Murals and Stencils in commemeration of Revolution’s martyrs
Some of These Serries are Also Availbe in Irangraffiti.com .(see many photos at: Legals Section for Murals and Download Peace pack 2-PDF for Martyre and deadsoldiers stencils photo Documentary.)
After the Islamic Revolution of Iran all the walls throughout the country were enthusiastically but awkwardly decorated by the potraits of martyrs of revolution and war. Since the memory and bravery of these martyrs were of great concern to Iranian nation and government,
the walls kept being trimmed suchlike for so long and and now are somewhat decorated the same way.

These paintings have been mostly ordered by the authrities or were painted in huge sizes as religious signs or as personal praise and acknowledgement. It’s a sort of Misunderstand among visitors who come to iran from Other countries. Most of Them may REcognize them as a sort of Art and not a Shock if you hear some Tourists say ,Ah!!! it’s a peice of modern Mural ,containing 60 portraits of Some men. No! ofcourse they are All Islamic Army and Religious Leaders of the REvolution and resistance.Lets read the qoute from Aydin Aghdashlou in an iranian magazine : I saw s wall in one of the northern cities of Iran on which the images of war martyrs( everyone of which created by a different novice artist) were painted next to eachother in frames of the same size. The series of paintings( some of which waiting to potray martyrs images sometime later) are comparable with 101 portraits, an emminent piece by Gerhard Reischter , the reputable contemporary artist.

It s a wonder why the illegal sort of urban art did not appear or boom in those days.We Should consider That this braveness was always in action among with soccer fans and Metal music Lovers who stencil their Favorite Rockers and Logos on Their Neighbourhood . Author believes the absence of graffiti in Tehran before and after the Islamic Revolution refers to different aspects:
1- Unstability in people’s lives during the imposed war and after that,even before the islamic revolution.
2- Dominant pressure on the young and the consequences and dangers of possible crimes(WE don’t have actualy any laws about Graffiti in IRAN)
3- Financial unstability in society and the way people look to culture
4- Young art atmosphere being comprised of uninspiring concerns , thoughtless and shallow ideas, taken from proffessional concepts
5- The absence of obvious and effective ads and bilboards as long as 70s.(as the Sign of Industrial development and growing of Mass Production)
After islamic revolution till late 70s tehran and other cities of Iran , contrary to capitals and other cities in the world were so lucky not to be bombarded by adverts. however, in the very early 80s ( solar calendar) the capital and all the intercity roads as well as other cities of Iran were attacked by bilboards, ads and advertising media.
There s a controversy over whether Graffiti is really of any concern in internatinal art communitiies or not.FActs are showing that Street Art is the Today and future’s Art. Therefore it ‘s no wonder why this social phenomenon is not considered to be serious matter and and an art fact(as is better this way). Furthemore, the ingorance of iranian art society about graffiti on one hand and the immitative hobbies and break-aways of some so-called artists on the other hand are threatening Graffiti to be assigned a childish crime or an abnormal act.When every one wants to be a Picasso or Even Davinci Ofcourse we will lack creative minds who can make a contrast.

Of course It s obvious that Graffiti is opposed with the ideals of modern cities and developing nations and hense seems abnormal. In fact
upon personal experience I believe higher walls , destroying the old beautiful houses and replacing them with skyscrapers, wider roads, urban developement, widespreading communications and the flow of knowledge, the separation of the young art from the public art atmosphere, spread and necessity of advertising in civil markets and more efficient security systems all provoke the young who witnessed and is still witnessing the wind of changes , to be too willing to sabotage everything once been built from their blood.
Modern mechanical tools for destroying a house within a couple of minutes , smashing the walls so full of memories and building skyscrapers over its pile of rubbles,do not they really raise doubts about the dignity of house and the value of urban area in the minds of juveniles?
Civil development is something that imprisoned the art works in museums and galleries and Graffiti is an objection to a such perception.If you hold Official ,relation needed biennales ,there are guys and galz who stand against you.S you are choosing your gallery ,too far from the Public Society Graffiti is going to Learn,Do and get the profession absoloutly between the public eye.It’s rude ,Yes it is Rude because it is art.as a Contrast to the Public Culture of blue colar society The Artist should be inpolite to get the attention to an existance of Art – an Urban expression .
Graffiti as is obvious in its instances , emphasizes on change.As the only solution to this crisis, street Art offers urban expression and to be in direct contact with the walls and urban areas and society is obliged to accept it sooner or later.
In this path neither prevention and governmental opposition nor mistakes and people’s disagreements are of any use. Because the appearance of the first painting in a complex city ,like Tehran, can be the basis of a multilateral movement to start an urban experience.like we are witnessing it’s roots right now.
Murcia -Sam3 [+]
ArtCrimes [+]
Irangraffiti Research [+}
WoosterCollective[+]


نوشته : کارن رشاد
مهم نیست که هنر های متداول جامعه مثل گالری های نقاشی , ونمایشگاه های بین المللی با شیپور ها ی بلندشان در وازه های شهرت را جلوی دید هنر مندان جوان قرار داده و تاریخ هنر را تبلیغ می کنند . چرا که این ها همه تنها در محدوده مجاز دولتی یا همان شاه راه حفظ قدرت و سرمایه درگذر اند .یعنی سیاستی که گرافیتی یا هر گونه انتشار تصاویر و اعلان های مفهومی مخالف یا دگر سو را در فضای رسمی جامعه نفی ومنع می کند.

وقتی در محیط شهری هستیم , در حقیقت این دیوار ها هستند که بیشترین نقش را در تعریف محیط ما دارند.چه در خانه مان و چه در خیابان , همین دیوار ها هستند که تعیین کننده محدوده ها و روابط بین آنها هستند. قبل از اینکه دیوار ها توسط شرکتی تبلیغاتی به کار گرفته شوند در حقیقت صفحه بزرگ , سفید و پاکی هستند که از این توان بالقوه برخوردارند که توسط ساکنین همان محل آرایش یابند. هنگامی که تصویر یا مفهوم بصری مورد نظر بر ان ها نصب شود , دست کم توسط بعضی افرادی که از جلوی ان عبور می کنند, مورد توجه قرار می گیرد.این دقیقا همان کاری است که همه ما به راحتی در داخل خانه ها و فضا های شخصی مان انجام می دهیم . طراحی دکوراسیون و رنگ امیزی دیوار ها ,آویزان کردن تابلو عکس , نقاشی و یا پوستری خاص به دیوار های خانه , مصداقی است از همین تمایل و حق ایجاد ارتباط به این شیوه بصری. در حقیقت اولین چیزی که یک نمایشگاه هنر های بصری به آن وابسته است گستردگی فضا و دیوار ها ست. ماسعی می کنیم که تصاویر را به بهترین ترکیب در کنار هم نمایش داده و مفهوم یا حس مورد نظرمان را به بینندگان دیگر منتقل کنیم.اما در محیط اجتماعی از این کار منع شده ایم.با توجه به اینکه انسان امروزی بیشتر موجودی است که در جامعه معنی می یابد تا در داخل محیط شخصی.

چیست که ما را از شریک شدن در این ارتباط اجتماعی بر حذر می دارد؟ فضا های اجتماعی ما , به شدت توسط نیرو های حافظ نظم کنترل می شوند.این جلوگیری از امکان دخالت تک تک اعضای جامعه در به اشتراک گذاشتن تصاویر و مفاهیم , یکی از نمونه های بارز تناقضات مدنی در جامعه امروزی آدمیان است که مستقیما از روابط و منافع سرمایه داری پیروی می کند.تازمانی که کسی سرمایه کافی برای اجاره یا تصاحب دیوار در محله مورد نظرش نداشته باشد , استفاده از آن دیوار یا محل برای نمایش و انتقال مفهومی به طور مستقیم و قابل قبول در اجتماع میسر نمی باشد و کسانی هم که این محل ها و دیوار ها را با پولشان تصاحب می کنند به فکر ان هستند که با تبلیغ کالا ها و تقویت سرمایه داری از این ارتباط اجتماعی ,نفعی گروهی برده و هرچه بیشتر در جهت بدست اوردن سرمایه پیش روند.و انها یی که به طور مستقل اقدام به ارائه تصاویر مفهومی بر این دیوار ها و در اماکن کنند مورد اخطار ,حبس و پی گرد قرار می گیرند .این افراد , در بهترین حالت , متهم به تجاوز به حریم عمومی و بینایی مردم جامعه شده اند.

آیا نمی توانیم تبلیغات را نیز “تجاوزی به بینایی مردم ” در همه جای زندگی شهری قلمداد کنیم و آن را به همراه گرافیتی دو آفت مدنی بدانیم که هر دو سعی در جلب توجه ما دارند؟یعنی آفت تبلیغات به اندازه گرافیتی جدی نیست؟ تابلو هایی که هر روز بر سر راه ما قرار دارند و هر روز نیز بزرگ تر و پرتعدادتر می شوند . ما با این تابلو ها زندگی می کنیم و اسم آنها در ذهن ما می نشیند. ما مجبور می شویم 3 ماه متوالی صورت 40 برابر بزرگ تر شده مهران مدیری را هر روز ببینیم . ما مجبور می شویم با هزار تصویر و نشانه مزاحم دیگر در گیر شویم , تنها به علت اینکه چرخ های توسعه می گردد و از این گردش هیچ چیز جز هنر موزه ای عاید انسان ها نمی شود

پس واقعا آفت واقعی چهره شهر ها کدام یک هستند؟
آن مفاهیم تصویری که توسط جوانان و بدون هیچ انگیزه مادی بر دیوار ها نقش می بندند یا آن شرکت های تبلیغاتی که سعی دارند با تصویر چهل برابر شده صورت مهران مدیری به عوام الناس بقبولانند که این چهره درخشان ! همراه با سبیل , عاشق چای عرفان است و جز به چای و طعم آن به چیزی فکر نمی کند
امروز دیگر وقت ان است که باز تر بیاندیشیم و اگر قرار است کسانی که به انگیزه های مالی یا سیاسی خود می اندیشند از این دیوار ها استفاده کنند ,پس باید راهی برای تجربه ی هنر شهری نیز فراروی هنرمندان قرار گیرد .ومخارج و قوانین آن نیز به هر ترتیب فراهم گردد . ناگفته پیداست که هنر شهری در نگاهی کلی چندان هنری تابع قانون و مقررات نبوده و نخواهد بود و بهترین راه پذیرش آن در جامعه وضع قوانین عادلانه و هوشمندانه و نیز ایجاد امکانات و آزادی های معقول در واگذاری دیوار به هنرمندان خواهد بود
منابع :
[graffiti and urban space] [Graffiti research Center] [ گرافیتی چیست ]
Karan Reshad / 2006 / Tehran
DIG MORE >>x ...




