14 Nov 2006 @ 7:35 PM 
 

گزارش "با طرف" از فستیوال"اینترگلکتیک موسیقی زیرزمینی-قسمت اول

 

موسیقی زیرزمینی ایرانی در آمستردام- نه مختصر نه مفصل

قسمت اول
عکس و گزارش  : سالومه

تا حالا احتمالا خیلی ها از جریان این فستیوال آگاه شدند. اگه هم نشدید عیب نداره چون گزارشهایی که من تا حالا دیدم یا به عکس اکتفا کرده بودند و یا فوقش توضیحات مختصر داده بودند. من هم یکی از کسانی بودم که شانس شرکت در این فستوال رو داشتم و دوست داشتم چیزایی که دیدم و شنیدم رو بنویسم برای خواننده های کلاه استودیو


آقا جریان این فستیوال بر میگرده به 7 – 6 ماه پیش، موقعی که یه خانوم به اسم شعله ایمیل زد و گفت که خودش و دوستش مانی می خوان همچین کاری انجام بدن. اونا هم از پاپ های مزخرف لس انجلسی و آهنگهای مجاز مبتذل داخل ایران به ستوه اومده بودند و گروههای موسیقی رو که به فلسفه و دیدگاه خودشون نزدیک می دیدند می خواستند دعوت کنند به آمستردام که در یک روز همه اجرا داشته باشند. البته من طبق عادت هی پرسیدم اسپانسر کی هست شما کی هستنید چیکاره هستید جزو کدام گروهید اهداف سیاسی دارید برای کی کار می کنید چند نفر رو کشتید و … خوشبختانه شعله آدم صبوری بود و از این سوال پیچهای من خسته نشد و با آرامش جواب داد که خودش و دوستش مانی یه گروه سینمایی دارند به اسم خروس فیلم که ویدئوهای انتقادی می سازند (اگه در “یو تیوب” خروس فیلم را جستجو کنید می توانید ویدئوهای آنها را ببینید) و هیچ قصدی جز پیشرفت موسیقی باکیفیت و زیرزمینی ایران ندارند

من هم این قضیه رو یا شیرعلی که یک آلبوم اشتراکی باهم داریم درمیان گذاشتم و او هم مایل به شرکت بود. از یکی از دوستام هم خواستم که موسیقی ما رو روی صحنه تنظیم و پخش کنه (همون دی جی که می گن) و او هم با خوشحالی پذیرفت. چون شیرعلی در دسترس نبود من قرار بود با این دوست دی جی تمرین کنم و اون که تجربه اش از من بیشتره در مورد اجرای زنده و اینا به من کمک کنه ولی خوب در آخرین لحظه زد زیرش (گفت لیریکای من معترض و انتقادیه و ممکنه براش مشکل پیش بیاد! چی بودم من خودم نمی دونستم :) ) و من موندم و حوضم . حوض که نه، ولی تمرینهای توی اتاق خودم با میکروفون خانگی داغون و خواهری که هی میومد تو اتاق و داد می زد: فکر می کنی خیلی صدات خوبه؟؟

از اون ور هم فشار این بود که ممکنه خطرناک باشه و همه توهم کنفرانس برلین داشتیم. ولی در آخر با همه سختی ها و دودلی ها دل به دریا زدیم و قضیه جدی شد و از همه حلالیت طلبیدیم و گروههای زیر قطعی شدند و با هزار بدبختی ویزا گرفتیم و رفتیم به سوی غرب مستکبر! (توضیحات توی پرانتز با کمی پارتی و رفاقت بازی و اینا نوشته شده اند
The 11
گروه الکترو متشکل از دو پسر با استعداد به همراهی صدای زیبای یک دختر سوپرانوی ایرانی
Miss Dee
(دختر هیپ هاپ خون ایرانی که در هلند زندگی می کنه و خیلی کارش حرفه ایه)
Hypernova
(گروه راک از ایران که فکر کنم سبکشون پانک راک به حساب میاد و موسیقی سرحالی دارند. یه گیتاریست با نمک کوچولو هم دارند)
Abjeez
آبجیز (یه گروه باحال موسیقی تلفیقی متشکل از آدمای خیلی مخ که هسته سازنده اش دو خواهر و یک داداش هستند.)
خاک
(گروه راک که فکر کنم 3 نفر بودند و سنشون بالا بود و با شخصیت و اینا بودن)
Persian princes
(شاهزادگان ایرانی، سه رپر از لندن که دوست عزیزم پویا جزوشونه. خیلی آقا هستند.)
Shir Ali & Salome
(من که  تو خواب هم اجرای زنده نمی دیدم و شیرعلی عزیزم از آلمان که دو روز قبل از اجرا ازدواج کرده بود! سبک ما هیپ هاپ هست.)
فرزاد گلپایگانی
(گیتار الکتریک هفت سیم! متال ایرانی منحصر به فرد! آدم نابغه ای از ایران که با گیتار خود اسطوره می سازه.)
Reveal و Poisonous poets
(مهرک از گروه شاعران زهرآگین از لندن به همراه دو تا همگروهی که کلمات شاعر و زهر که خودشونم انتخاب کردند کافیه برای فهمیدن رپ خشن، طنزآلود و انتقادیشون
زد بازی
(گروه رپ از لندن که به خاطر لیریکهای توهین آمیز و تحقیریشون نسبت به زن خیلی پیش داور بودم ولی انرژی مثبت خوبی موقع اجرا داشتند که آدم یادش می رفت ایده آلیست باشه! )
اوهام
(لازم به توضیح منه عاجز نیست. پیشگامان راک ایران در دهه گذشته!)
تارانتیست
(مرگ و میر متال از ایران که به نظرم موسیقی سطحی ای دارند.)

دیدار و آشنایی و احوال پرسی و قدم رنجه
من که مسیرم با بقیه فرق داشت (از اتوبان مدرس رفتم ) جدا از بقیه رسیدم فرودگاه و شعله رو دیدم که پیش بقیه بچه ها ایستاده، مو وزوزی و با نمک. من فکر می کردم از این دافهای خفنه که صداشون از تو دماغشون درمیاد. مانی هم که دوستشه فکر می کردم از این پسرای هیکل گنده هست که مگس رو با انگشت کوچیکش له می کنه. ولی اونم آدم عجیب غریب و باحالی بود و اصلا هم گنده نبود. یه دوست خالکوبی دار و هنرمند داشتند به اسم مصطفی که اون هم جزو خروس فیلم بود و تی شرتهای باحالی رو برای روز فستیوال چاپ زده بود که این یکی از اوناس

کلا این سه نفر زحمت اصلی کل فستیوال رو کشیدند بعلاوه دو سه تا دوست دیگه که کارای ببر و بیار رو انجام می دادند و خیلی کمک کردند. همکاری و صمیمیتی که اونجا برای این ماجرا وجود داشت خیلی متاثر کننده بود. مخصوصا یه دوست داشتند که اسمشو یادم رفت، کلی کمک و اینا کرد بعد معلوم شد نقشه های پلید داشته و می خواسته برای رسانه ای که کار می کنه بواشکی فیلم و مصاحبه و اینا بگیره و ماتاهاری بشه. چون کلا فیلم برداری و عکس برداری در فستیوال ممنوع بود. عکسهایی هم که گذاشته شدند در اینترنت همه اشون با اجازه بودند. البته رسانه هایی که شخصیت نداشتند و دزدیدند رو کاری نداریم :) بالاخره این خانوم رو در حال انجام اعمال شومش گرفتند و او هم برای انتقام گزارش جانب دار(مثل گزارش من) و دروغین نوشت و گذاشت تو رسانه شون و اینا. خلاصه کلام اینکه همه جا افراد سودجو پیدا می شن

ملودی خواننده و لیریک نویس گروه آبجیز هم خونه شعله اینا بود. خیلی از صحبت با اون لذت بردم، جا افتاده و فهمیده بود. اصولا ایرانی هایی که خارج از ایران هستند دیدگاه نادرستی دارند نسبت به جامعه ایران که ملودی فراتر از این قانون بود

خلاصه دو روز گشتیم. در این گشت و گذارات محل اجرا و پوستر فستیوال رو روی دیوارای شهر یافتیم


دلیل رمانتیک بودن این عکس اینه که مجبورشدم بدون فلاش عکس بگیرم.
شب قبل فستیوال هم رفتیم شام دسته جمعی . مانی و شعله برامون حرف زدند و نکات لازم رو تذکر دادند و …  رستوران هندی بود و گارسونها هم هندی بوند. بعد موقع عبور و مرور به آدم تنه می زدند. باید خودت حواستو جمع می کردی که زیر دست و پا له نشی. منو یاد بازار تهران انداخت که کارگرهایی که بار حمل می کنند کاری ندارند تو زنی، بچه ای، اگه لطف کنند “یا اللهی” می گن, اگه نرفتی کنار دیگه نتیجه اش به خودت مربوطه.  همینجوری از دود سیگار و سیگاری فراری بودم و هی میز عوض می کردم که شیرعلی و زنش ظاهر شدند! من و علی الان دو ساله همکاری میکنیم ولی از طریق اینترنت، اصلا همدیگه رو ندیده بودیم. یعنی یه روز قبل از اینکه اجرای زنده داشته باشیم تازه دیدار فیزیکی پیدا کردیم. خلاصه یک پسر شاخ شمشادی بود این علی جونم که نگو، زنش هم که روز قبلش مزدوج شده بودند خیلی خانوم بود. وقتی اینجور چیزا قراره تعریف شه خود به خود زبان شمسی خانومی می شه


با آقای نصیر که دارنده سایت زیرزمین هست هم دیدار کردم و از صمیمیتی که در کارش داشت لذت بردم. و آقای بلور از بی بی سی که چون قبلا نخواسته بودم باهام مصاحبه کنه, فکر می کرد من قصد جونشو دارم هم آشنا شدم. من دیدم آقای بی بی سی بچه که نیست، دو برابر من سن داره. مثل آدم توضیح دادم که آقا، ما جوانیم، معترضیم، از تلقین های رسانه های دروغین خسته شدیم، بی بی سی یه سمبله و خوشمون نمی آد.  علاوه بر این مصاحبه های شما رو هم سطحی یافتیم. سوالاتون رو کلیشه یافتیم. من از خبرنگارا و مصاحبه و رسانه ها فراری ام چون دوست ندارم به عنوان سوژه ازم سواستفاده بشه. نه می خوام معروف شم نه می خوام صورتمو رنگ آمیزی کنم و عکسام دست به دست بچرخه .اون هم (ظاهرا) درک کرد و همه چی (ظاهرا) حل شد. ای بابا. ما هم جوون خام و ساده ای بیش نیستیما
آخر شب ریول و دو تا از شاعرها رسیدند و ما رو که جلوی رستوران از سرما می لرزیدیم (من یکی که می لرزیدم!) با فری استایلاشون (یعنی فی البداهه گویی در رپ) گرم کردند. کمی. سرد بود خیلی.

در قسمت دوم گزارش روز اجرا را خواهم داد
قسمت دوم


www.iranianmusicfestivals.comلینک سایتهای اکثر گروههای نام برده در این سایت هست

این لینکها رو هم ببینید بد نیست
www.zirzamin.se
:) www.bbc.com :)

Š

Tags Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
Categories: Articles (FA)
Posted By: Salome
E-mail | Permalink | Comments (5)
 06 Aug 2006 @ 7:48 AM 
 

مصاحبه کلاه استودیو با سالومه

 

منتی ای که می خوانید گفت گوی اختصاصی کلاه استودیو است با سالومه . سالومه شاعر و خواننده رپ فارسی است .اگر بخواهیم در باره رپ فارسی زیرزمینی , یا در کل هنر زیرزمینی مطالب تازه ای داشته باشیم و در مصاحبه مان نه با عکس ها و توضیحات سرگرم کننده که با حرف های جدی هنر مند جوانی مواجه شویم که دغدغه اش در هنر بیشتر انسانی است تا تجاری بهتر است با سالومه و هنرمندان دیگری مثل او گفت و گو کنیم . اولین کار هایی که از سالومه شنیدم در سایت رپرشیا دات کام بود و هنوز هم در انجا قابل دانلود هستند پیشنهاد می کنم کار های دیگر او را هم  گوش دهید . بهتر است مقدمه زیادی نداشته باشیم

Audio:: راه من , پیکار من شیرعلی + سالومه
powered by ODEO

Click here

کلاه استودیو : ازتون ممنون می شم اگه در باره سالومه برای ما و خوانندگان توضیحاتی بدید . قکر می کنم بد نباشه که در باره موزیکتون لقب تون و کلا رپتون از خودتون بشنویم.

سالومه : اول بگم كه دیکته درست اسمم ( در انگلیسی ) اس . ای .ال . او . ام هست با یک “او” , بدون “اچ” . نه از اين قبيل چيزها كه شنيدم مي گن و مي نويسن آهنگ كلمه سالووومه به گوش كمي لوس مي رسه. (از سالووومه ها معذرت مي خوام.) اين اسم الهام گرفته از “لو سالومه” زن متفكر است, كه زماني تحت تاثير افكارش بودم و همچنين يك شخصيت تاريخي كه در انجيل داستانش اومده اين تلفظ “سالوووومه” خيلي اعصاب خرد كن داره مي شه، تو فكرم كه عوضش كنم.

Salome

موسيقي كه من با دوستام داريم روش كار مي كنيم در واقع “رپ” هست، حالا اسم سبك منو يه چيزايي مي زارن ولي من دوست ندارم طبقه بندي بشم. هدف تنها بيان كردن خودمه، گاهي مثل يه خواهر بزرگتر كه تجربه هاشو بازگو مي كنه ظاهر مي شم،‌ گاهي به صورت يه جوون خشمگين. گاهي رمانتيك ام، گاهي خشن! همانطور كه در يكي از آهنگامون هم مي گم، فقط در مسيرم جلو مي رم و تجربه مي كنم. زيبايي، زشتي و سختي راهم رو مي چشم. هر چي نقاظ ضعف ام رو مي شناسم، قدرتم بيشتر مي شه. سعي نمي كنم جايي برسم. خود مسير هدفمه. در موسيقي هم نمي خوام موعظه بدم يا هدايت كنم، هيچ ادعايي ندارم،‌ فقط احساساتم و تجربه هامو بيان مي كنم. رنجمو مي گم. نه رنجي كه تاريك و دپرس كننده باشه،‌ يه رنج الهي! حتي اگه يك نفر كه مسيري مشابه من رو طي كرده منو بفهمه، برام خيلي رضايت بخشه.

کلاه استودیو : چه شد که وارد دنیای ضبط موسیقی شدید؟ چه جو موسیقی را دنبال می کنید؟

سالومه : كاملا تصادفي بود، يا شايدم نبايد اينو بگم. چون من به تعادل و قوانين طبيعت اعتقاد دارم نه تصادفات. يكي از دوستام كه ديد استعداد نوشتن ليريك رپ دارم، ازم خواست يك بخش از آهنگشو بنويسم و بخونم. اينطوري بود كه عشق رپ در من شكوفا شد :) در واقع، به طور خيلي اتفاقي و غير جدي بوده آغاز كار، و هنوز هم تا جايي كه ممكنه سعي مي كنم اون روحيه آماتو و زيرزميني رو حفظ كنم. چيز ديگه اي كه بايد بگم اينه كه من كارمو موسيقي تلقي نمي كنم. اصلا موسيقيا رو كه خودم نمي سازم، البته نرم افزارهاي خيلي راحتي براي ايجاد لوپ هاي هيپ هاپ وجود داره، ولي هنوز نيازي پيدا نكردم كه خودم آهنگسازي كنم چون هميشه شانس كار كردن با اشخاص با تجربه تر رو داشتم. شنونده خوبي ام ولي هيچوقت استعداد موسيقي نداشتم، سازهاي زيادي رو شروع كردم به آموختن ولي بي خيال شدم. در واقع خيلي دوست داشتم شاعر بشم،‌ ولي يه چيزي كمه در من. براي همين يه نويسنده ليريك از آب دراومدم كه سعي مي كنه جمله ها رو با ريتم بگه! بعضي ها مي گن اين رپه،‌ ولي وقتي به رپرهاي مورد علاقه ام فكر مي كنم خجالت مي كشم اين اسمو رو خودم بزارم. موسيقي ها همه اش توسط دوستام و كساني كه باهاشون كار مي كنم ساخته مي شه. اين موسيقي همونطور كه گفتم مي تونه خيلي ساده يا پيچيده باشه.

کلاه استودیو : درباره صحنه هنر زنان , چه در صحنه عام و چه در صحنه زیرزمینی چه تجربیات و نظری دارید؟

سالومه : من زياد توي اين جوامع هنري و روشنفكري و اينا نيستم، توي لاك خودمم :) اما چون چهار سال در يك دانشكده هنر درس خوندم، مي تونم بگم كه خانم ها به دليل اون حس اصيل “حسادت”، در حاليكه سعي مي كنند جلوي راه ديگران مانع بزارن، خودشون عقب مي مونند.البته هميشه استثناها وجود داره. در مورد صحن زيرميني؛ بايد بگم كه مفهوم زيرزميني (آندرگراند) در ايران كمي بحث برانگيره. اكثر هنرمنداني كه زيرزميني هستند، نه براي اينكه با سياستهاي كثيف روي زمين مخالفن، بلكه براي اينكه نمي تونن بيان روي زمين، در زير زمين موندن. وگرنه من كلي گروه مثلا زيرزميني مي شناسم كه دوست داشتن كلي مخاطب احمق داشته باشند كه كشته مرده چشم و ابروشون باشند. البته باز استثناها موجوده. در مورد زيرزميني موندن من خيلي ايده آليستم، نمي دونم خوبه يا بده، ولي من اينم ديگه. به طور خلاصه، از هنرمندان خانم در ايران خبر ندارم و دختري كه موسقيش منو به هيجان بياره نشناختم :)

کلاه استودیو : شما در آهنگ هایی مثل پترولیکا و مایوس نشو با رپر های دیگری که به زبان های ترکی و ژرمن می خوانند همکاری داشته اید . می توانید در باره این تجربه تان برایمان صحبت کنید؟
سالومه : پترولیکا رو با يكي از دوستانم در تركيه كار كرديم كه يك رپر زيرزميني در اونجاست. اون موقع در عراق تازه جنگ راه افتاده بود و شيطان بزرگ داشت كل خاورميانه مخصوصا ايران رو تهديد مي كرد. ما هم براي آلبوم اون يك آهنگ در اين موارد ساختيم. از كاراي اوليه امه، براي همين خوب نشده ولي صميميه. مايوس نشو ، نتيجه همكاريم با شيرعلي، يك رپر ايراني مقيم آلمانه كه از طريق اينترنت باهاش آشنا شدم. بعدها اين آهنگ روي در آلبومش گذاشت كه پارسال با ليبل خودش در آلمان پخش شد. همچنين اين شانسو داشتم كه يكي آهنگمون رو براي مسابقه سايت تهران اونیو كه مسابقه موسيقي زيرزميني هست،‌ برد و از اين طريق هم تونستيم به مخاطبهاي بيشتري دسترسي داشته باشيم. من خيلي شانس آوردم كه با شيرعلي آشنا شدم. چون اون موقع نااميد شده بودم به خاطر جوي كه در رپ فارسي بود، فكر مي كردم آخه من به كي دارم حرفمو مي زنم؟ ولي اون باعث شد روحيه و انرژي تازه اي بگيريم. 6 ماه پيش هم همكاري دوباره رو شروع كرديم و 3 تا آهنگ ديگه ساختيم. الان يك كه اون سه آهنگ، سه آهنگ ديگه و دو تا ‌ توشه آماده پخشه. اينم بگم در آخر كه همه كارامون از راه دور بوده، يعني اون زير ساخت اوليه آهنگ رو برام مي فرستاد، من ليريكمو مي نوشتم و ضبط مي كردم و براي ميكس دوباره مي فرستادم. همه از طريق ايميل. و ما تا حالا همديگه رو از نزديك نديديم!

آهنگ راه من , پیکار من شیرعلی + سالومه

کلاه استودیو : آیا شما به اینکه دارید با مضمونی انسان دوستانه و فیلسوفانه رپ می کنید , جرات نمی گید ؟ با توجه با اینکه فضای رپ وفارسی ایران تا به حال که راه دیگری رو طی کرده می کنه؟

سالومه : در واقع، در ايران يك كولوني كوچيكي وجود داره كه كل “مثلا” خواننده هاي رپ و مخاطب هاي اونا در همون كولوني خلاصه مي شن. من خودمو جزو اون كولوني نمي دونم و فكر نكنم مخاطباي زيبادي هم‌ بينشون داشته باشمو نه اينكه بگم من از اونا بيشتر مي فهمم، نه، به خاطر اينكه من هيچوقت نتونستم توي گروهي جا بشم و هميشه تنها بودم. هيچوقت نمي تونم مثل اونا بي غم باشم. و انتظار هم ندارم كه اين بچه هاي 17 – 16 ساله كه در مورد پول و ماشين و پارتي و دافها آهنگ مي خونند، خشم يا غم من رو درك كنند. هيپ هاپ يه جنبشه براي من،‌ همونطور كه در همه خاور ميانه و آمريكاي لاتين اينطوره، همونطور كه در ايران هم بايد باشه. متاسفانه الان دست قشر نادرستي از جامعه افتاده،‌ كه هيپ هاپ رو فقط از ام تي وي مي شناسن. غير از اين افراد مي دونم كه اشخاص موزيسين كه تحصيلات آكادميك دارن يا ندارن ولي مي دوننن و در ذهنوشن يه سري قواعد قلمبه سلمبه دارن محتملا كار ما رو موسيقي حساب نمي كنن كه من ممكنه با نوعي تاسف بهشون حق بدم. ولي خوب چيزي كه اونها نمي فهمن اينه كه من موزيسين نيستم، يه ليريكيستم، موسيقي من خيلي ساده است و حتي ايجاد صداهاي ريتميك با قابلمه هم كافيه براي رپ. براي اينكه كسي خوشش بياد از كار من بايد مثل من يك “بيگانه” باشه كه از ليريكها لذت ببره. ولي جايي كه من بهشون حق مي دم اينكه كه هنوز از نظر تكنيك وكال خيلي ضعيفم،‌ ممكنه كسي كه گوشش حساسه نتونه تحمل كنه،‌ در هر صورت من تلاشمو مي كنم كه بهتر شم و تا اون موقع معذرت مي خوام از آلودگي صوتي :)

در آخر بگم كه چون من زياد دوست ندارم اين ور اونور و سايتهاي مزخرف خودنمايي كنم، (اين اولين مصاحبه منه) خيلي با مخاطبهاي واقعيمون ارتباط ندارم. بعضي مواقع از كساني كه واقعا درك مي كنند ايميلي چيزي مي آد و برا چند ماه شارژ مي شم
کلاه استودیو :احتمالا براتون مهم نیست که اولین دختر گرافیتی کش کشورمونید. پس بهتره ازتون بخوام که کمی در مورد تجربه گرافیتی و همینطور نظرتون در باره این پدیده برای ما بگید.

سالومه : قبلا گفتم، هيپ هاپ براي من جنبشه، همينطور گرافيتي كه يكي از عوامل هيپ هاپه. هرچند گرافيتي نويس خيلي فعالي نبودم، روي قطار يا در و ديوار مردم نمي نويسم. معولا ديوارهاي خرابه رو پيدا مي كنم يا اينكه اجازه مي گيرم براي نوشتن. فقط تگ مي نويسم، يا سالومه يا اسم واقعيمو،‌ الان دارم سعي مي كنم سبك خودمو داشته باشم و اسكچ مي زنم بيشتر. ماههاي گذشته كمي تنبل بودم، حالا تابستون شه احتمالا فعالتر خواهيم شد.گرافيتي براي من يك راه ارتباط و بيانه، مانند رپم. گرافيتي مي گه در عادتها گم نشو، هنر را در قفس نزار، خاكستري ها رو رنگ كن، تحميل رو نپذير، خودت ايجاد كن، كوكا كولا نخور، دوباره متولد شو!

Graffiti by Salome Ft. CK1

کلاه استودیو : خودتان چه می کنید ( کلا در زندگی چه می کنید؟)؟

سالومه : زندگي،‌ زندگي مي كنم. خيلي خوبه. سعي مي كنم هر چيز بالقوه اي رو كه در من گذاشته شده شكوفا كنم. اگه چيزهاي مشخص تري مي خواين، روي پايان نامه ام كار مي كنم، منتظر امتحان فوق ليسانس ام، كارهاي پروژه اي تك توك انجام مي دم كه پول زيادي نصيبم نمي كنه، بيشتر از يك ساله كه عشق جاي نسبتا بزرگي رو تو زندگيم اشغال مي كنه و هيچ نمي دونم كه 6 ماه ديگه كجا ممكنه باشم…

کلاه استودیو : …و نظرتون درباره آزادی چیست ؟
سالومه : فكر مي كنم اگه بتوني روحت رو آزاد نگه داري،‌ خانواده، عادت، سنت، قانون، دين و زندان نمي تونه تو رو دربند كنه. حالا سوال اينجاست كه چطور روح رو مي شه آزاد كرد؟‌ و سوال ديگه اينه كه از كي تا حالا من از اين جور حرفاي قلمبه مي زنم؟‌

کلاه استودیو : ببخشید ما یک سوال رو از همه هنر مند ها می پرسیم . ممنون می شم اگه این رو هم جواب بدید . نظرتون در باره دنیای امروز و موقعیت بشر کنونی چیه؟
سالومه : من ياد گرفتم كه از محيطم مستقل باشم. اگه نبودم،‌ خيلي بيشتر از اونيكه الان هستم در رنج بودم. دنياي امروز خيلي حساب شده و متمدن هست براي من! همه اتفاقاتي كه منو ناراحت يا شاد مي كنه مستقل از دنياي خارج، در ذهن من اتفاق مي افته. اگه يه سري حساسيت اجتماعي دارم باز براي اينه كه بعضي چيزا در دنياي خارج باعث مي شه عزت نفس آدم تحريك شه.

و اما در مورد موقعيت بشر، خوب بشر خودش موقعيت خودشو با انتخابات ايجاد مي كنه. من كه نمي تونم از زبون 6 ميليارد نفر صحبت كنم! (ببخشيد، زياد تو خط حرفهاي عاقلانه زدن نيستم! و آره،‌از جواب دادن طفره رفتم!)
کلاه استودیو : از این که لطف کردید و مصاحبه با کلاه استودیو را پذیرفتید سپاسگذارم . اگر در انتها نکته ای هست که لازم می دانید بگویید یا در باره موضوع فصل ما – بی بی سی دروغ می گوید – چیزی به ذهنتان می رسد , خوشحال می شویم بدانیم /

سالومه: خواستم بگم كه خيلي خوبه كه رسانه هايي مثل كلاه استوديو هستند،‌و اميدورام تعدادشون بيشتر هم بشه. خيلي ممنون از تلاشهاي صميمانه و زيز زميني شما در مورد هنر زير زميني ايران.‌وقتي اينجوري حرف مي زنم تصوير خودم تو ذهنم مياد كه با كراوات و كت و شلوار ايستادم و قيافه خيلي جدي اي دارم، خيلي خنده است
در حال حاضر دارم با يك آهنگساز خيلي با استعداد همكاري مي كنم تا در مورد اين موضوع يه آهنگ بسازيم. اميدواريم كه بتونيم برسونيم. حالا كه جاش اومد اينم بگم، جديدا يه مقاله ديدم در قسمت فارسي بي بي سي، كه در مورد موسيقي زير زميني ايران بود. كه جهالت و سطحي نگري نويسنده شو كاملا نشون مي داد. واقعا بيچاره ما كه از وقتي به دنيا مي آيم، خانواده،‌ جامعه،‌ سياستمدارا، گروههاي مختلف و رسانه ها با مخمون بازي مي كنن. آدم يا بايد پريزشو بكشه يا رنج بكشه!

Tags Tags: , , , , , , , , , ,
Categories: Interviews (FA)
Posted By: Karan Reshad
E-mail | Permalink | Comments (2)
\/ DIG MORE >>x ...
KolahStudio has just launched the Web based International Storefront.
  • Role »
  • Posts »
  • Comments »