

بلو هنرمند اهل بلونیا در ایتالیاست .او به خاطر شیوه کارتونی , فرا واقعی( سورئال)و معترضش در نقاشی دیواری شهرت دارد و همینطور در زمینه انیمیشن دست به تجربه های زیبایی زده است آثار او بیشتر جنبه اجتماعی یا سیاسی دارند.
کلاه استودیو: شما در ایتالیا زندگی میکنید؟ چند سال می شه که کار رو شروع کردید؟ می تونید برای ما وضعیت هنر شهری تو ایتالیا رو شرح بدید؟
بلو: بله در ایتالیا زندگی می کنم و ده سال می شه که گرافیتی رو شروع کردم .تو ایتالیا تقریبا همه جا گرافیتی و امضا به چشم می خوره :درهمه شهر های کوچیک و بزرگ. خوب در شهر های بزرگ هر کسی به زبون شخصی خودش کار و تجربه می کنه . یک دسته دنبال خلق ایده های نو و راه های جدید ارتباطی هستند و یک سری هم مثل یک اسباب بازی یا مد بهش نگاه می کنند. اون رو یک بازی با کلاس تصور می کنن . امیدوارم یک روز این بازی” هنر شهری ” تموم بشه

کلاه استودیو: آثار شما ممنوع هستند یا آزادانه و با کسب اجازه نقاشی می کنید؟
بلو: قبلا بدون اجازه و شبانه نقاشی می کردم البته همیشه ساختمان های متروکه هم هست که اجازه نمی خواهد و می توان آزادانه روی انها نقاشی کرد. اما در حال حاضر معمولا یا روی سفارش ها کار می کنم یا به طور رسمی و با اجازه
کلاه استودیو: آیا سبک یا هنرمند خاصی رو الهام بخش آثارتون می دونید؟
بلو: من کارم به خاطر علاقه به گرافیتی و کمیک آغاز کردم این پیش زمینه اصلی من بود اما کلا آثار هنری رو دوست دارم و عاشق انیمیشن پویانمایی ) هستم

کلاه استودیو: ظاهرا در حال تور در کشور های آمریکای لاتین با نام – مگوینیکا - هستیدچرا این کشور ها رو انتخاب کردید ئ نظرتون در مورد مردم اونجا چیه؟
بلو:من دنبال ریشه های نقاشی دیواری و هنر مردمی بودم و اونجا هنر مردمی و خیابونییه سنته به خصوص توی امریکای مرکزی .این چیز ها توی اروپا از بین رفته ولی هنوز توی امرکای مرکزی از نقاشی دیواری برای تبلیغ استفاده می شه.ما دنبال جای عالی برای نقاشی کردن می گشتیم و اینجا جای خوبی بود
کلاه استودیو: وسایل کار شما چیا هستن؟ و چهطور نقاشی های به این بزرگی می کشید؟
بلو: من معمولا دو رنگ سفید و مشکی حلال در آب استفاده می کنم و یک غلتک و چند تا قلمو. معمولا طرحم رو با یه چوب بلند که سرش قلمو بسته می شه اجزا می کنم . گاهی اوقات هم اگز لازم بشه داربست موقت یا حتی بالابر مکانیکی استفاده می کنم
کلاه استودیو: آیا از هنرت پول در می آری؟ و آیا از این امکان راضی هستی؟
بلو: در حال حاضر که با در امد نقاشی هایم زندگی می کنم . طراحی هایم رو می فروشم و در امدش رو برای زندگی و کارم خرج می کنم.فقط سعی می کنم از سفارش ها ی تبلیغاتی و شرکتی دوری کنم که علاقه ای بهشون ندارم من به لحاظ مالی مایه دار نیستم ام تو شادی یه میلیونر ام

کلاه استودیو: ئنیا ی امروز رو چه طور می بینید؟ به نظرم توی نقاشی هی توی همین روتصویر می کنید و لی می شه تو کلام هم برامون شرح بدید؟
بلو: درست می گی. نقاشی های حرف های بیشتری از کلمه ها دارن . من سعی می کنم جوری زندگی کنم که خشونتم به کسی لطمه نزنه. من دارم دو تا چیز جدا خطرناک تو دنیامی بینم . ترس و وحشت . هر کسی رو می شه با اینجاد این احساس تحت کنترل در اورد به خصوص توی این زمانه تاریخی
کلاه استودیو: حرف و نظری برای کسایی که دارن توی جاهای که هنر شهری تازه پا گرفته کار می کنن داری؟
بلو: هنر شهری وجود خارجی نداره. فقط شما و جهان بیرون وجود دارید / کاری رو که دوست دارید به بهترین شکلش انجام بدید و در مورد کاری که می کنید فکر کنید

کلاه استودیو: خیلی ممنون از اینکه وقت گذاشتید و پاسخ دادید . چیز دیگه ای هم هست؟
بلو: وقتتون رو با خوندن این چند تا کلمه اخر هدر ندید
سایت بلو [+]


ترجمه :کارن رشاد
تورنتوییست : ایده “بالا” از کجا آمد؟
اباو: از ” بالارفتن از مشکلات , موانع و ناهنجاری های زندگی “ام . اساس زندگی روزمره من . این واقعا برا من خیلی معنی دارد.توازن ,حوشبینی , ترس,تباهی , زندگی , سعادتمندی , شکنجه و درون خودم.

ت:این فلشوموبیل ها رو چه طور آویزان می کنی؟
اباو : چه جوری باید اویزون کنم؟پرواز میکنم ,می رم اون بالا و وصلشون می کنم و اون ها هم یک بازی با لغات راه می اندازند
ت: نه جدی
اباو : من تازه فیلم “شعبده باز ” رو دیدم . بنا بر رسم جادوگر ها در باره فوت و فن های کار ,فقط می تونم بگم که باید به غیر ممکن باور داشت و شدن رو تصور کرد

ت: آیا کاری رو که می کنی را تضاد با قرهنگ عام می دانی؟
اباو : حتما .اما راستش من زیاد اسم ها رو جدی نمی گیرم.شما میتونید اونها رو هنر شهری یا چیدمان بدونید انا به ذهن من چند تا کلمه میان : ارتباط , مسافرت, مبارزه , خطر
ت: چرا خطر؟تا به حال نزدیک بوده که بمیری؟
اباو : آره , من بارها با مرگ دست و پنجه نرم کردم چه از قصد چه از روی تصادف.من میگم هرچی بیشتر با مرگ بگردی از زندگی هر روزت بیشتر لذت می بری. ما همه خواهیم مرد من نمی خوام ترس از مرگ مانع پرداختنم به اون چیزی بشه که دوست دارم انجامش بدم
ت: از چه زمانی و از کجا شروع کردی؟
اباو : باید بگم از دوران جنینی!فقط قدیم ترها فرم بروزش فرق داشته . من دوران شانزده سالگیم نقاشی دیواری رو با دوستای اسکیت بازم شروع کردم.من وابسته آزادی و هنرشهری شدم. . اون زمان ما بیشتر از اینکه تو مدرسه باشیم اطراف پارینگ ترن ها بودیم و روی ترن ها نقاشی می کردیم.در کالیفرنیای شمالی بود و از اون موقع این موضوع شکل یک مشکل جهانی رو پیدا می کرد.اما خوب من مثل یه بچه پانک اصیل ,تو کالیفرنیا با نقاشی و اسکیت بورد بزرگ شدم

ت : شما خانه هم داری یا همه اش در سفری؟بیشتر کجا هستی؟
اباو : طی هفت سال اخیر که ادرسی نداشتم.من با باد می رم و به ناشناخته اعتماد می کنم.یعنی شش ماه کار میکنم و شش ماه سفر میکنم و پروژه اباو رو پیش می برم.جایی که دوست دارم خانه بدانم , اروپاست.من از ایالات متحده متنفرم و فکر میکنم ,فرهنگ و کیفیت زندگی تو آمریکا یک هشتم زندگی تو اروپا هم نیست
طی هفت سال اخیر که ادرسی نداشتم.من با باد می رم و به ناشناخته اعتماد می کنم
ت : سال 2004 چرا تورنتو رو برای اجرای برنامه ات انتخاب کردی؟
اباو : اون سال تور بزرگ من و فلشو موبیل هام در کانادا و ایالات متحده بود.اون سال پنج هزارو پانصد مابل در کانادا وآمریکا رانندگی کردم.از ورودم به ونکوورممانعت شد چون سوپیشینه ام به روز نشده بود…دو هفته بعد با کار های جدیدم تو دترویت بودم و از همانجا به سمت مقصد رفتم.تورنتو رد هم برای این انتخاب کردم که در زمینه موزیک و هنر و فرهنگ به روز و زنده است وترجیح می دادم هنرم رو در یک چنین جوی شرکت بدم . بدون تعارف تورنتو رو از میان چهارده شهر (سیاتل ,پورتلند,رنو,سان فرانسیسکو,لوس آنجلس,دترویت,شیکاگو,کلیولند,سینسیناتی,پیتزبورگ,سنت لوییس , نیویورک ,لویسویل)که در طی سفرم دیدم از همه بهتر می دانم

ت : اون سو پیشینه چی بود ؟ قبلا گیر افتاده بودی؟
اباو : پیشینه من 9 مورد بود .مورد قبلی یه گرافیتی بچگانه بود .من رو 9 بار دستگیر کردن شش بارش رو افسرهای پلیس در چهار کشور مختلف و سه بارش هم توسط سه خانم مختلف در سه اتاق خواب مختلف
ت : سر جمع چند تا فلشو موبیل توی خیابون های تورنتو کار گذاشتی؟
اباو : وقتی به دترویت رسیدم ,فکر کنم دویست تا داشتم برای هشت تا شهر .یادم میاد چهل و شش تا توی لوس انجلس زدم و تورنتو هم بعد از او مقام دوم را داشت با پهل و سه فلش
ت : با تجربه ای که شما داشتی .در مورد شهر ما چی فکر میکنی؟ می دونی که خیلی ها هستن که از همین کار ها که تو میکنی اینجا هم انجام میدن.
اباو : من خیلی از این که هنر شهری و گرافیتی توی تورنتو فعاله لذت بردم .من خودم یه اسکیت بازم و دیدن شهری که برای اسکیت بوردینگ و این چیز ها هم جا داشته باشه برام جالبه . من رو یاد سان فرانسیسکو انداختمعماری خانه ها و ساختمان ها هم جذابند.من پنج سال اخیر رو توی اروپا بودم تا تو امریکای خراب شده , توی تورنتو هم حس راحت اروپا روداشتم
ت : چه جور عکس والعمل هایی رو از جانب مردم داری؟ نیک مونت پروفسور زباد انگلیسی در دانشگاه تورنتو فلشو موبیل های تو رو نمادی از تجسم امید در غالب هنر شهری می داند
اباو : من معتفدم که از این فلش ها می شه بی نهایت برداشت داشت.بعضی هاشون ادم رو به خنده میندازن بعضی سیاسی به نظر میرسن و بعضی هم خشن.
ت : این پروزه برات مهم و لازم الاجراست یا برای تفریح این کار رو میکنی؟
اباو : صد در صد لازم الاجراست. من برای سفر کردن و پرداختن به هنرم زندگی می کنم

ت : پس این یه کار تمام وقته . این طور نیست ؟
اباو : آره . “بالا”یه کار تمام وقته.تجربه خوب من تو هنر شهری این بوده که این کار می شه جزیی از زندگی روزمره ات.این کار نیاز به خلاقیت , ارتباط گرتن با مردم و سفری بودن است.من زیاد سفر می کنم و سعی می کنم به طور اتفاقی در مسیر سفر بیافتم
ت: حالا چه طور امرار معاش می کنی؟
اباو : من به طور فصلی توی رستوران کار میکنم و معتقدم باید سخت کار کرد تا راحت استراحت کرد.من به خاطر کارم و نوع زندگی ام در سفر هستم و فقط چند دست لباس یک دوربین و یک کامپیوتر دارم . زیاد هم خرج چیز های مادی نمیکنم .من به اندازه یک کوله وسیله دارم و پولم را هم درست بر سر انچه مردم دیگر خرج میکنند در جیبم نگه می دارم
ت: چرا با اسمی جز نام خودت کار میکنی؟
اباو : فکر میکنم در هنر شهری بهتر است اسم شخص مطرح نشه . اسم مهم نیست.اگه بخوای معروف بشی باید یه ستاره راک باشی.منبا همین زندگی آروم و ساکت حال میکنم
ت: در مورد بنکسی چه طور؟ او ناشناس است اما مشهور .ها؟
اباو : خوب این عالیه من سعی میکنم ناشناس بودنم را نگه دارم و کار هام شناخته شده باشن.من فکر میکنم خیلی اد مها توی زندگی می خوان که مقبول و مطرح باشن.بنکسی رو نمی دونم اما من دوست دارم سه بار همین زندگی رو داشته باشم و کار هام هم معروف باشن اما خودم یه چهره نباشم.
ت: بعدا چه برنامه ای داری؟
اباو : توی اکتبر امسال تور آمریکای جنوبی و مرکزی رو دارم و دیگه چیزی نمی گم خودتون سایتم روببینید تا اخبار دستتون باشه
منبع:
نشریه تورنتوییست جوتن 2007 [+]Tall Poppy Interview: ABOVE
سایت اباو[+]


نوشته : کارن رشاد
مهم نیست که هنر های متداول جامعه مثل گالری های نقاشی , ونمایشگاه های بین المللی با شیپور ها ی بلندشان در وازه های شهرت را جلوی دید هنر مندان جوان قرار داده و تاریخ هنر را تبلیغ می کنند . چرا که این ها همه تنها در محدوده مجاز دولتی یا همان شاه راه حفظ قدرت و سرمایه درگذر اند .یعنی سیاستی که گرافیتی یا هر گونه انتشار تصاویر و اعلان های مفهومی مخالف یا دگر سو را در فضای رسمی جامعه نفی ومنع می کند.

وقتی در محیط شهری هستیم , در حقیقت این دیوار ها هستند که بیشترین نقش را در تعریف محیط ما دارند.چه در خانه مان و چه در خیابان , همین دیوار ها هستند که تعیین کننده محدوده ها و روابط بین آنها هستند. قبل از اینکه دیوار ها توسط شرکتی تبلیغاتی به کار گرفته شوند در حقیقت صفحه بزرگ , سفید و پاکی هستند که از این توان بالقوه برخوردارند که توسط ساکنین همان محل آرایش یابند. هنگامی که تصویر یا مفهوم بصری مورد نظر بر ان ها نصب شود , دست کم توسط بعضی افرادی که از جلوی ان عبور می کنند, مورد توجه قرار می گیرد.این دقیقا همان کاری است که همه ما به راحتی در داخل خانه ها و فضا های شخصی مان انجام می دهیم . طراحی دکوراسیون و رنگ امیزی دیوار ها ,آویزان کردن تابلو عکس , نقاشی و یا پوستری خاص به دیوار های خانه , مصداقی است از همین تمایل و حق ایجاد ارتباط به این شیوه بصری. در حقیقت اولین چیزی که یک نمایشگاه هنر های بصری به آن وابسته است گستردگی فضا و دیوار ها ست. ماسعی می کنیم که تصاویر را به بهترین ترکیب در کنار هم نمایش داده و مفهوم یا حس مورد نظرمان را به بینندگان دیگر منتقل کنیم.اما در محیط اجتماعی از این کار منع شده ایم.با توجه به اینکه انسان امروزی بیشتر موجودی است که در جامعه معنی می یابد تا در داخل محیط شخصی.

چیست که ما را از شریک شدن در این ارتباط اجتماعی بر حذر می دارد؟ فضا های اجتماعی ما , به شدت توسط نیرو های حافظ نظم کنترل می شوند.این جلوگیری از امکان دخالت تک تک اعضای جامعه در به اشتراک گذاشتن تصاویر و مفاهیم , یکی از نمونه های بارز تناقضات مدنی در جامعه امروزی آدمیان است که مستقیما از روابط و منافع سرمایه داری پیروی می کند.تازمانی که کسی سرمایه کافی برای اجاره یا تصاحب دیوار در محله مورد نظرش نداشته باشد , استفاده از آن دیوار یا محل برای نمایش و انتقال مفهومی به طور مستقیم و قابل قبول در اجتماع میسر نمی باشد و کسانی هم که این محل ها و دیوار ها را با پولشان تصاحب می کنند به فکر ان هستند که با تبلیغ کالا ها و تقویت سرمایه داری از این ارتباط اجتماعی ,نفعی گروهی برده و هرچه بیشتر در جهت بدست اوردن سرمایه پیش روند.و انها یی که به طور مستقل اقدام به ارائه تصاویر مفهومی بر این دیوار ها و در اماکن کنند مورد اخطار ,حبس و پی گرد قرار می گیرند .این افراد , در بهترین حالت , متهم به تجاوز به حریم عمومی و بینایی مردم جامعه شده اند.

آیا نمی توانیم تبلیغات را نیز “تجاوزی به بینایی مردم ” در همه جای زندگی شهری قلمداد کنیم و آن را به همراه گرافیتی دو آفت مدنی بدانیم که هر دو سعی در جلب توجه ما دارند؟یعنی آفت تبلیغات به اندازه گرافیتی جدی نیست؟ تابلو هایی که هر روز بر سر راه ما قرار دارند و هر روز نیز بزرگ تر و پرتعدادتر می شوند . ما با این تابلو ها زندگی می کنیم و اسم آنها در ذهن ما می نشیند. ما مجبور می شویم 3 ماه متوالی صورت 40 برابر بزرگ تر شده مهران مدیری را هر روز ببینیم . ما مجبور می شویم با هزار تصویر و نشانه مزاحم دیگر در گیر شویم , تنها به علت اینکه چرخ های توسعه می گردد و از این گردش هیچ چیز جز هنر موزه ای عاید انسان ها نمی شود

پس واقعا آفت واقعی چهره شهر ها کدام یک هستند؟
آن مفاهیم تصویری که توسط جوانان و بدون هیچ انگیزه مادی بر دیوار ها نقش می بندند یا آن شرکت های تبلیغاتی که سعی دارند با تصویر چهل برابر شده صورت مهران مدیری به عوام الناس بقبولانند که این چهره درخشان ! همراه با سبیل , عاشق چای عرفان است و جز به چای و طعم آن به چیزی فکر نمی کند
امروز دیگر وقت ان است که باز تر بیاندیشیم و اگر قرار است کسانی که به انگیزه های مالی یا سیاسی خود می اندیشند از این دیوار ها استفاده کنند ,پس باید راهی برای تجربه ی هنر شهری نیز فراروی هنرمندان قرار گیرد .ومخارج و قوانین آن نیز به هر ترتیب فراهم گردد . ناگفته پیداست که هنر شهری در نگاهی کلی چندان هنری تابع قانون و مقررات نبوده و نخواهد بود و بهترین راه پذیرش آن در جامعه وضع قوانین عادلانه و هوشمندانه و نیز ایجاد امکانات و آزادی های معقول در واگذاری دیوار به هنرمندان خواهد بود
منابع :
[graffiti and urban space] [Graffiti research Center] [ گرافیتی چیست ]
Karan Reshad / 2006 / Tehran
DIG MORE >>x ...




