20 Sep 2006 @ 10:18 PM 
 

جادو

 

جهان شناسی اسطوره ای میترایی که ایده میترای جاویدان -خورشید پیش از خورشید – جهان را در زمینه ای از صورت های فلکی می گرداند. در ابتدا یک تفسیر جادویی از دنیا است و با طلسم و جادو آمیخته است . فهم میترایی طی کردن مراتب عرفانی مختلف بشر را با گذر از سیاره های مختلف نشان داده است که با جادوی غربی نیز در آمیخته است.

سیمون مگوس پایه گذار یکی از نخستین فرقه های شیطان پرستی بود . ما از آموزش های واقعیش چیز های اندکی می دانیم بنابر این او را از چشم های مخالفانش ، مسیحیان ارتودکس می بینیم که به عنوان یک جادوگر سیاهاز او یاد کرده اند که با دست یاری سپاه جهنم معجزه های دلهره آوری ترتیب می داده است مانند پرواز در هوا . بر طبق روایت مسیحی جادوی سفید پیتر حواری مسیح بر جادوی سیاه سیمون پیروز شد و شیطان ها و کسانی که در پرواز او را حمایت کرده بودند نابود شدند و خودش به مرگ در افتاد.

Fall of Simon Magos
افتادن سیمون مگوس، بخشی از لوح توسط گیلبرتوس، کلیسای آتن قرن 12

فلک شناسی توسط محققین عرب عرضه شده که در قرن 12 به اروپا رسید و سنت های جادویی را در اروپای سده های میانه تقویت کرد .به عنوان روح های کیهانی ، شیطان ها به دنیای تصویری مسیحیت وارد شدند. و همراه ستاره شناسی جادوی آینده نگری مطرح می شود.
این تصویر روابط بین صورت های فلکی و اعضای بدن انسان است. اگرچه هزاران رابطه از ستاره شناسی مشتق شده، روح نباتی ونوس ، به عنوان مثال با رز ها، کبوتر های خاکستری ، عدد هفت ، رابطه دارد .

Zodiacal man
مرد فلکی، مینیاتور قرن 16

باور شیطان به اندازه انسان قدمت دارد. بعضی اوقات آنها ترسناکند اما گاهی با حالت خنده داری تصویر شده اند. شیطان ها بی شک وجود فیزیکی ندارند ولی واقعییت های روانی هستند. و کسانی این واقعیت های روانی را تجربه کرده اند که با نوعی خلسه اتفاق افتاده است. معمولا در مصرف دارو ها و نوشیدن مشروب یا سایر موادی که بند از روح می گشایند.

جادوگر ها همواره به این که بعضی هنر مندان توانایی دست یابی مستقیم به واقعیت های جهان را دارند، ایمان داشته اند . ورود به ناخود آگاهی که در بالای ریزترین وجود فیزیکی قرار دارد . این گونه شناسی جادو به بیان روانشناسی این گونه است: بسیاری از هنرمندان توانایی این را دارند که تصاویری از عمیق ترین پله های ناخود آگاهی بیاورند.
بعضی جادو گر ها از دارو ها برای خلسه استفاده می کرده اند. در دوران اخیر دارو هایی شامل حشیش ، انهالینیوم و ال اس دی که کمتر شناخته شده است اما به همین میزان جادوگر ها و فالگیر های اروپای سده های میانه آن ها را تهیه و استفاده می کردند.

کیمیا همواره رابطه نزدیکی با جادو داشته است و جادوگر ها صراحتا از کیمیا به عنوان شاخه ای از جادو یاد کرده اند. و اعلام کرده اند که کیمیاگر که “سنگ فلاسفه درست می کند در همان حال که شرایط پایه را به وضع ایده ال شکل می دهد، در تجربه ای معنوی شرکت می کند که که شخص شرکت کننده را خالص تر می کند.

Urizen struggling with the waters of materialism | William Blake
یوریزن در آبهای مادیگرایی دست و پا می زند- ویلیام بلیک – از کتاب یوریزن 1794

از رم باستان تا لندن مدرن، از “پروکلس تا ” ییتز ، فلسفه اغلب جادوگر ها با دو گانگی در آمیخته بود که روح را خوب و ماده را شیطان می داند ، و بشر را به عنوان یک روح جاویدان که در دنیای جسم به دام افتاده است می بیند. ویلیام بلیک عمیقا با این سنت جادویی وابسته بود به طوری که در نوشته های بوهمی سوئدی با این عقیده درگیر شد اما هرگز بر آن چیره نشد.او در تصویر سازیهایش از “یوریزن به آنها بیانی شگفت انگیز داده است ( در پایه نخست ذات مثالی انسان را به نمایش می گذارد که در آبهای مادیگرایی یا اتمهای دموکریتوس و ذرات نور نیوتن دست و پا می زند .

منابع

کتاب:
Magic, The western Tradition – Thames and Hudson

Tags Categories: Articles (FA) Posted By: Arash Vahdati
E-mail | Permalink | Comments (1)
 20 Sep 2006 @ 8:01 PM 
 

Magic

 

Mithraic mystical cosmology – the idea that Mithras, the unconquerable `sun behind the sun’, ruled the world through the medium of the zodiacal signs through which he passed – was at one time a serious rival to Christianity. It was essentially a magical interpretation of the world; and it influenced, and was influenced by, both Gnosticism and Theurgy. The Mithraic conception of man evolving through stages of spiritual development symbolized by the various planets exerted a permanent influence upon Western magic.

Simon Magus was the founder of one of the earliest Gnostic sects. We know little of his real teachings, for we can see him only through the eyes of his opponents, the orthodox Christians. They regarded him as a black magician, who, with the assistance of the legions of hell, performed diabolic miracles such as flying through the air. Eventually, according to the Christian legend, the white magic of Peter, the apostle of Christ, overcame the black magic of Simon; the demons who supported him during his flights were overcome and he fell to his death.

Fall of Simon Magos
Fall of Simon Magus, detail of capital by Gislebertus, Autun cathedral, 12th c.

Astrology, which had been preserved by Arab scholars, reached Western Europe in the twelfth century, and did much to revive the magical traditions of the Thcurgists of antiquity. As planetary spirits, the pagan gods entered the Christian world-picture. With astrology came the Theurgists’ doctrine of correspondences. This illustration shows the supposed correspondences between the zodiacal signs and the parts of the human body, but there were thousands of other correspondences derived from astrology. The planetary spirit of Venus, for example, corresponds with roses, pigeons, the number seven and an almost infinite number of other material objects.

Zodiacal man
Zodiacal man, miniature from Guild book of the barber Surgeons of York, 15th c.

A belief in devils is as old as mankind. Always they have been feared, but sometimes, as here, they have been portrayed as figures of fun – laughter helps to keep fear at bay. ])evils, of course, have no objective existence, but they arc psychic realities; and those who have experienced these same psychic realities when they have taken on a form perceptible to the senses-usually through the use of drugs, drink or other chemicals which `loose the girders of the soul’

Magicians have always averred that some artists have the power of directly apprehending the realities of the astral world – of entering into the consciousness that lies ‘above’ mcrc physical existence. While this occult terminology may repel many, few would disagree with it if rephrased in psychological terms: `many artists have the ability to bring up images from the deepest levels of the unconscious’.

Some magicians have always used drugs as a technique Of Consciousness expansion. III recent times such drugs have included hashish, anhalonium and LSD. Less well known but equally potent preparations were used by the magicians and witches of medieval Europe. This young witch – ready for both love and the astral delights of the Sabbath – has coated herself with an ointment containing such herbs as henbane, belladonna and hemlock. All these are hallucinogens, drugs that Will `loosen the girders of the soul’.

Alchemy has always had a close relationship with ritual magic. Magicians, indeed, have regarded it only as a branch of magic, arguing that he who prepares the Philosophers’ Stone is merely purifying base matter in the same way that he who conducts a ritual initiation is purifying the candidate.

Urizen struggling with the waters of materialism | William Blake
Urizen struggling with the waters of materialism, by William Blake, from The Book of Urizen 1794

From ancient Rome to modern London, from Proclus to Yeats, the philosophy of most magicians has beer) tinged with a dualism which has seen spirit as `good’, matter as `evil’, man as an immortal spirit trapped in the world of the flesh. William Blake, deeply influenced by the magical tradition as it was reflected in the writings of Behmenists and Swedenborgians, struggled against this belief but never quite overcame it. He gave it superb expression in his illustration of Urizen (who, on one level, represents the archetypal human spirit) struggling against the waters of materialism -`the atoms of Democritus and Newton’s particles of light’.

Resources

Book:
Magic, The western Tradition – Thames and Hudson

Tags Categories: Editorials Posted By: Arash Vahdati
E-mail | Permalink | Comments (0)
 06 Sep 2006 @ 9:52 AM 
 

صلح

 

. در گذشته ای بسیار دور جنگ را بلایی آسمانی برای مجازات انسان می دانستند , اما بعد ها با رواج تفکر و شناخت در جوامع بشری ,جنبه منفی جنگ در ذهن انسان نمایان شد.جنگ جهانی اول که به گونه ای پیدایش ایالات متحده امریکا  در تاریخ جهان را هشدار داد , نشانگر این بود که جنگ محدود به ارتش ها ,دیگر کارکرد خود را از دست داده است و باید جنگ را به میان ملت ها کشانید و تلفات را بالا تر برد .  اما در جنگ جهانی دوم نه تنها جنگ ملت ها جایگاه حود را یافته بود , بلکه در فرصتی جند ساله, آمریکا طوفان تجهیزات جنگی را نیز در جهان باب کرد و ارتش ها را به مانور نظامی و به کار گرفتن علم در ساخت سلاح های نابود کننده سوق داد .

a Poster in Tehran Poster Exhibition

استفاده از بمب هسته ای  , توسط دولت ایلات متحده در جنگ جهانی دوم ابعاد تازه ای به جنگ و حقوق بشر  بحشید  از این پس سلاح های وحشتناک ساخته صیهونیسم و آمریکا در مانور های مختلف منطقه ای از خلیج فارس گرفته تا ویتنام و کوبا و بوسنی و هرزگوین و صد ها منطفه دیگر مورد نمایش و آزمایش قرار گرفته و می گیرند.به نظر می رسد که دولت آمریکا با تکیه بر منابع مالی متکی بر صیهونیسم و  رسانه های غربی  به سادگی  توانسته است مردم خود و دنیای غرب را از اخبار واقعی مربوط به سیاست های سلطه جویانه اش در مناطق مختلف دنیا  بی حبر نگاه دارد

Arofish :: Stencil in lebanon
http://www.arofish.org.uk/arofish/

 در دوره کنونی , مشکل این جا است که چند دولت  حود کامه غربی  با بی رحمی تمام امنیت خود را در قدرت نظامی می بینند و می خواهند از راه بازداشتن رقیبان جدید و ایجاد وحشت و سکوت  , صلح جهانی را تضمین کنند .در حالی که جنگ هسته ای ممکن است  به ختم تمدن مضحک کنونی نیز منجر شود , درک غالب  سیاست مداران غربی  در باره صلح , چیزی است  مبتنی بر قدرت , که لازمه اش مسابقه تسلیحاتی ,تحقیقات و آزمایشات پیش رفته تر دراین زمینه و تشدید تجارت اسلحه  و انتشار تدریجی سلاح های هسته ای است .چنین روش بوالهوسانه ای به نگاهداشتن فدرت دیر یازود به ابراز قدرت می انجامد و این بار چیزی برای ادامه نحواهد ماند.دفاع از صلج امری مذهبی  و اخلاقی نیست , بلکه دفاع از یکی از حقوق منطقی  بشر است .به خصوص که امروزه با توجه به  موضوع رسانه , دیگر هیچ کس را گریزی از  دست داشتن در جنگ یا دست کم دنبال کردن اخبار آن نیست.
تولستوی  جنگ را به عنوان جریان خطرناک بین المللی معرفی می کند . در حقیقت خطری که جهان را  تهدید می کند آن انفجاری است که در موقعیت های جنگی بین دو قدرت بزرگ و کوچک پیش می آید و به ناگاه تبدیل به عکس العمل های مهار ناشدنی می شوند.
نمی توان گفت که نبودن جنگ  وبرقراری صلح رسیدن به حالت طبیعی ما است . چرا که  جنگ مستقیما با جنبه های انسانی  حیات دخیل است  اما جنگ با ابعاد کنونی  که در هفتاد سال اخیر رشد و نمو یافته است و تعدد منابع خبری وابسته به قدرت های صاحب بازار و پول  جنگ سیاسی بین دولت ها و سیاست ها را به میان مردم و قشر های جامعه می برد .محاصره اقتصادی , و بی شرمانه تر و مضحک تر از آن محاصره قرهنگی  بی هیچ توضیحی پرده از پلیدی  و یک جانبه نگری این ابرفدرت های نظامی و اقتصادی بر می دارند . امروزه علم و فن اوری که خود زیر هزاران علامت سوال قرار گرفته اند تاثیر سلاح های جنگی را هزاران برابر سال های  پیش ساخته اند. درست در زمانی که اغلب مستعمرات جهان ازادی خود را یافته و می یابند  , ترس و وحشت ا از سلاح های جدید گریبان گیر انسان می شود. گویا پویایی ملل آزاد شده از بند  که در استانه قرن جدید در تمامی زمینه ها به فعالیت می پردازند خار درشتی است به چشم این خیانتکاران .  و این می تواند پایان راه دولت سرمایه داری ایلات متحده و صیهونیسم باشد  چرا که هر چه فاصله بین قدرت مندان و ضعیفات بیشتر شود ,انفجار سهمگین تری شکل خواهد گرفت .
دولتی که با نوعی خودمحوری به صلح و جهان می نگرد و صلح را در خاور میانه و دیگر نقاط جهان ,بوسیله  آزمایش و مانور و چپاول مال و ثروت های این مناطق  دنبال می کند.این دولت ها به جنایت بین المللی , کشتار نسل ها , روابط نژادی , دروغ های تبلیغاتی و گمراه کردن ملت های خود متهم اند  و این روزی آشکار خواهد شد .

 سازمان ملل متحد بازیچه دست ایلات متحده و صیهونیسم است. آیا گناه کرده ام که به عنوان عضوی از آدمیان زمین بگویم که تمامی سازمان های دروغین این تمدن  برایم مضحک و رنگ باخته اند؟کدام یک از رسانه های غربی صدای هنرمندان متعدد خاور میانه را به زبان می آورند؟  گزارش و برنامه های نشان دادن جنایت و کشتار  و اننفحار و جنگ و ترور که ارتباط  آنها ها هم فقط با کشور های خاور میانه است و خبر های فرهنگی و هنری  و علمی که تنها در اروپا و آمریکا و گاه در آفریقا اتفاق می افتد؟ این گونه است که  این همه  محافل هنری فعال در کشور های بی ادعا  نادیده گرفته می شوند و احبار تنها تبلیغات ایدئولوژی  کهنه امپریالیسم است. آیا به واقع در این کشور ها هنر وجود ندارد ؟ گالری های هنری ,آکادمی های علمی  ,گروه های موسیقی پیشرو ؟ آیا اهمیت این از غذا دادن دروغین به کودکان آفریقایی  یا ریشه کن کردن ایدز کمتر است یا سود دهی اش؟
 رسانه های  غربی  دروغ می گویند. بی بی سی به سادگی مملو از دروغ است  دروغ هایی که بوی خیانت می دهند و بوی خون برادران و حواهران  آزاده ی ما را در تمامی نقاط جهان که در راه مبارزه با سرمایه داری  وصیهونیسم  از میان رفتند  .سازمان ملل متحد و محبوب ترین شخصیت های آن  در عین اطلاع از فجایع واقعی در دولت های عربی , سکوت کرده اند و این  تکان دهنده است .چرا دولت آمریکا که مدعی  دموکراسی  و آزادی در جهان است و با هزینه هنگغت قصد دارد دموکراسی نفت آلود خود را در عراق و افغانستان تزریق کند , سری به فلسطین نمی زند؟ چرا نباید بلایی  که سر صدام حسین آمد سر شارون و بوش بیاید؟ آیا جرم همه اینها همسان هم نیست؟

Tags Tags: , ,
Categories: Editorials
Posted By: Karan Reshad
E-mail | Permalink | Comments (4)
 05 Sep 2006 @ 11:37 AM 
 

درباره موسیقی زیرزمینی – قسمت اول

 

کارن رشاد

موسیقی زیرزمینی چیست و به چه  گروه هایی زیرزمینی گفته می شود؟
در ابتدا باید این نکته را به عرض برسانم و تاکید کنم که موسیقی زیرزمینی آن گونه که در همه جای دنیا شناخته شده و  پیروان خود را دارد به همین شکل های ساده موسیفی غیر حرفه ای گفته نمی شود  چنین فرهنگی در هیچ کجای دنیا پیدا نمی شود که به گروه هایی که تمام تلاششان رسیدن به درجه ای از محبوبیت عام باشد, به گروه هایی که دنبال جلب توجه شرکت های تهیه کننده البوم های موسیقی باشند و …,  زیرزمینی گفته شود . مسئله ضبط در استودیوی خانگی نیز عالمی دارد که نباید آن را با زیرزمینی بودن کار اشتباه کنیم و اگرنه باید موسیقی زیرزمینی را معادلی برای موسیقی  پاپ مبتدی بدانیم  و راه را تا نهایت به اشتباه برویم.متاسفانه در ایران همیشه عنوان های عجیب ,بدون تحقیق و مطالعه به کار گرفته می شوند و موجبات شکل گیری جریان های غلط را پیش می آورند. جریان موسیقی آندرگراند بیش از  آنکه به جریان موسیقی بازار و موسیقی پرمخاطب روز  وابسته باشد با  جریانات هنری -فرهنگی در دل شهر های بزرگ تنیده گشته است .این گونه از موسیقی در حقیقت زیر شاخه است که از هنر مدرن و فرهنگ جاری بر روزگار مدرن و پسا مدرن به یادگار مانده است و با انارشیسم ,فرهنگ پانک و هنر آوانگارد در شرق و غرب جهان پیوند خورده است  نه با شبکه های غربی و شرکت های بزرگ تهیه کنندگی .هنرزیرمینی به عنوان یکی از عنواع هنر مستقل ( ایندپندنت میوزیک ) نه تنها بر پایه سرمایه گذاری مستقل و کم خرج (مانند ضبط خانگی ) که بر پایه تفکر و بینشی مستقل نیز شکل می گیرد و بر همین اساس است که گروه حاضر به اعمال نظرات مختلف تهیه کنندگان و مخاطبین نیست بلکه فکر و بینشی تجربی را دنبال می کند بدین طریق است که موسیقی تجربه گرا(اکسپریمنتال), پیشرو (الترنیتیو), زیرزمینی و مستقل همه یک معنا می یابند و از تاریحچه ای یکسان رنگ می گیرند.بهتر است  در این بحث کوتاه به چند فاکتور اصلی که هنر و موسیقی  زیرزمینی را از دیگر ژانر های هنری جدا می کند نگاهی داشته باشیم ,شاید در آینده ای نزدیک با توجه به نظرات مخاطبین و دوستان عزیز  مباحث بیشتری را در این خصوص و مشکلات آن در جامعه کنونی ایران مورد بررسی قرار دهیم.

Photo by Arash Izadyar

photography by Arash Izadyar © arashizadyar.com

جاودانگی و محبوبیت : نگاه هنر آندارگراند به مسئله جاودانگی کاملا با نگاه گروه هایی چون بیتلز , رولینگ استونز ,دورز ,نیرواناو  متفاوت است.جاودانگی در موسیقی آندرگراند امری است درونی که به تجربه  عمیق  حال و هوای موسیقی هنری و فرهنگ حاکم برآن بسته است.بدین معنی که جاودانگی یک آلبوم یا یک قطعه آندرگراند نه از پرفروش شدن یا مهارت در نواختن نوازندگان ان بلکه از نحوه ایده پردازی و جدیت در تجربه گری آثار حاصل می شود.بیشتر گروه های زیرزمینی از مصاحبه با رسانه های عمومی  و بزرگ انصراف می دهند و تمایل شدیدی به نشان دادن خود در جمع عام جامعه ندارند

حقوق مادی : گروه های آندرگراند , نه برای خبر سازی بلکه برای جلوگیری از هرگونه خبر سازی و اقدام تبلیغاتی به طور معمول تمایلی به ارتباط با تهیه کنندگان و فروشندگان مخصولات فرهنگی نداشته و فدرت خود را بر هنر و بینش خود استوار می کنند تا بر تعداد آلبوم ها ولیبل انتشار آلبوم هاشان . در هنر زیرزمینی حقوق مادی چیزی است که از جانب اعضای گروه تعیین می شود و به هیچ وجه  تحت شرایط  حقوقی پیچیده فرار نمی گیرند چراکه در موسیقی آندرگراند هنر بر ثروت اولویت داشته و جدی تر است

Alone Stencil in Tehran

ارتباط : گروه های  موسیقی زیرزمینی به طور معمول   به طور جناحی  پیش می روند و همیشه طرفداران و نزدیکان خود را در جامعه هنری حفظ کرده به انان فدرت می دهند, در حقیقت هنر زیرزمینی  , انرژی وجودی خود را از ارتباطات تنگاتنگ هنرمندان مختلف در زمینه های مختلف هنری  بدست می آورند که به طور مستقل سربرآورده و  به یاری یکدیگر صدایشان را بلند و بلند تر می کنند.هنر زیرمینی  و در حقیقت هنرمند زیرزمینی در هر رشته ای به مواضع و اصولی معین و مشترک پایبند بوده و هرگز فلسفه ” استفاده از هر تریبونی برای رساندن صدا به مردم” پیروی نمی کند درحقیقت هنرمند آندرگراند با نوعی دیدگاه فلسقی و جامعه شناسانه پیش می رود تا با شوق و آرزویی کودکانه برای شهرت

به هر حال در همین بحث کوتاه ,که  امیدوارم مجال گسترش آن در آینده  بسته به نظرات  دوستان و کارشناسان  پیش آید, مشهود است که عرصه آندرگراند را نباید با عرصه موسیقی ساده روز  ترکیب کرد و بد نیست که اندکی به آسیب های فرهنگی ناشی از بی توجهی به اینگونه نکات توجه شود
در پایان  باید از تمامی دوستان و همکارانی که طی یکسال اخیر با انرژی فراوان نسبث به تقویت موسیقی جوان ایران زمین تلاش کرده اند فدردانی کرده و به همه این دوستان خسته نباشید گغت
به امید روزی که چیز ها به جای خود بازگردندŠ

Tags Tags: , , , , , , , ,
Categories: Articles (FA)
Posted By: Karan Reshad
E-mail | Permalink | Comments (6)
\/ DIG MORE >>x ...
KolahStudio has just launched the Web based International Storefront.
  • Role »
  • Posts »
  • Comments »