فرناندو بوترو نقاش کلمبيايي -زندگی و اثار

ترجمه : آرش وحدتي

فرناندو بوترو

نقاش

ملیت :کلمبيا

متولد: 1933

فرناندو بوترو یکی از شناخته شده ترین نقاشانی است که در آمریکای لاتین زندگی می کند . او با نمایش هرزگی های حیات آدمی و به تصویر کشیدن زندگی طبقه متوسط و کارگران کلمبیا به شکلی طنز آلود , با اندام فربه به شهرت جهانی دست یافت .

نقاشی های اخیر بوتروی 72 ساله، تفاوت چشمگیری از نظر اجرا با آثار گذشته اش دارند و به بیان فضای ترس و وحشتی می پردازد که شاید در خارج از آمریکای لاتین کمتر درک شده باشد: خشونت و جنگ بین گروه های شبه نظامی برسر مواد مخدر که مدت 40 سال است در کلمبیا ادامه دارد.

بوترو که در پاریس و نیویورک اقامت دارد در مصاحبه جدیدی می گوید: ” آثار جدید من با کارهایی که قبلا انجام داده ام متفاوت هستند، کلمبیای مهربان که وقتی نوجوان بودم می شناختم. این کلمبیا خشن تر و واقعی تر است و این حقیقتی است که نمی توانم آن را نادیده بگیرم. پنجاه نقاشی و طراحی که از سال 1999 به این سو با رنگ روغن و پاستل و گچ کشیده ام ، سال گذشته در استکهلم، کپنهاگ و هاگو به نمایش در آمدند. در نمایشگاهی در پاریس که چهار ماه به طول انجامید در حدود صد و شانزده هزار بازدید کننده از کارهای او دیدن کردند. اما برنامه بوترو همواره این بوده است که کارها را به موزه ملی کلمبیا اهدا کند. به گفته خود او “جایی که به آن تعلق دارند.”

Fernando Bottero

بوترو در مصاحبه ای می گوید ” اگر نقاشی های من تاثیری بر جامعه داشته باشند ، من ماموریت خودم را در نشان دادن بی منطقی خشونت به انجام رسانده ام.” در خیلی از کشورهایی که درگیر جنگ بوده اند سالها میگذرد تا آنکه هنرمند با موضوع دردآور و بغرنج جنگ درگیر بشود . اما در کلمبیا که انقلاب سال 1964 در ابتدا مردم را متحد ساخت نقاشان کاملی مانند” آلخاندرو ابریگون”، “دوریس سالسدو” و “دبورا آرانگو” در مورد وحشت از خشونت بی وقفه ای که جان حد اقل دویست هزار نفر را گرفته است ، نقاشی کرده اند.

هرچند بوترو از اشاره به خشونت ها منع شده بود، از سال 1950 به این سو در نقاشی و مجسمه سازی به خلق زندگی در روستا ها و خیابان های باریک، اتاق های نشیمن و حمام ها می پردازد. صرف نظر از کار های اولیه اش، سبک او به کلی متفاوت شده است. موضوعات او اغلب درشت و نزدیک هستند، و این شیوه ای است که خودش ترجیح داده است. او “خانواده های ثروتمند در روز دوشنبه تعطیل” را نقاشی کرده است. او فیگور های عریان در حال خشک کردن موها را به درشتی پرتغال ها و موزها تصویر کرده است. او یک رییس جمهور را در خواب با ردای ریاست جمهوری و ژنرال ها را در یونیفرم و راهبه ای را در موقعیت ناراحت کننده ای نقاشی کرده است.

Fernando Bottero

بوترو بیش از 2500 کار انجام داده است که در “موزه هنر مترو پولیتن” و “موزه سولومون آر گوگنهایم” در نیویورک و “موزه رینا سوفیا” در مادرید و موزه “انتیک” شهر خودش، مدلین، در معرض نمایش هستند. مجسمه های بزرگ برنزی ساخته او در فضاهای عمومی در شهر های مختلف دنیا نصب شده اند. در سال 1993 یکی از آنها در وسط “پارک اونیو” نصب شد.

بوترو می گوید قلب و روحش را درخلق آثاری که اشاره مستقیم به هر بخش از خشونت جنگ دارد، گذارده است. اینها آدم ربایی ، قتل های دسته جمعی ، دسته های تدفین ، بمب گذاری در اتوموبیل ها و جوخه های مرگ هستند. او می گوید : شما اینها را می خوانید و این بر شما تاثیر میگذارد. او توضیح می دهد: به عنوان هنرمند شما می خواهید در مقابل این واقعیت واکنش نشان دهید.

Fernando Bottero

بوترو هنوز می گوید که تصاویری که نقاشی کرده است، همیشه منطبق با واقعیت نبوده است، اما دیدگاه او را در مورد آنچه اتفاق افتاده بیان کرده است.

در نقاشی “قتل عام در کاتدرال” در سال 2002، او به واقعه شلیک موشک توسط شورشیان به یک کلیسا که در آن 120 نفر از جمله 40 کودک کشته شدند ، اعتراض کرده است. این اتفاق در ماه می سال سال 2002 اتفاق افتاد. بعد از حمله، بوترو شرح داد که در حالی که در فرانسه در حال رانندگی بوده، خبری کوتاه از رادیو در باره این واقعه شنیده است. او صدمه این انفجار را در مرکز پرجمعیت کلمبیا تصور میکند. این نقاشی که در زمان یک هفته خلق شد آوار در حال ریختن برسر مردم و بچه ها و مردمی که به سبک خودش چاق هستند، در حال دفن شدن زیر آوار را به تصویر کشیده است. در واقع کلیسا، عبادت گاه کوچکی در “بلاویستا” ،روستای فقیری در جنگل بوده است که ساکنان آن بیستر از آفریقایی-کلمبیایی تبار ها هستند. اما بوترو می گوید هدفش این بوده که بی رحمی طبیعت خشونت را نقاشی کند . در این مورد خراب کردن یک کلیسا به عنوان مقدس ترین مکان کلمبیایی.

او میگوید: ” این نقاشی ها را واقعگرا نمی گویند ، این بیشتر یک راه بیان خشونتی است که اتفاق افتاده است.”با وجود اینکه نقاشی ها و طراحی ها در مجموعه جنگ با رنگ های درخشان و بافت دقیق با بقیه آثار او مشترک هستند، اما پوشیده از رنج های انسانی اند.

Fernando Bottero

“به صحنه نگاه کنید، خیلی آرام و خیلی در صلح” . بوترو درحالی که نزدیک نقاشی دیگرش ایستاده است به کلیسا و آسمان آبی اشاره می کند که دراثر “قتل عام معصومیت” دیده می شوند و ادامه می دهد: ” اما بعد شما با صحنه تاثر آوری مواجه می شوید.” و اشاره به مردی می کند که به زن و دو بچه در جلوی تابلو چاقو زده است.

برخی آثار او قربانیان آدم ربایی ، با چشم های بسته ، عریان و گریان از درد هستند. در “ریو کوچا” که اسمش از یکی از مهمترین رود های کلمبیا گرفته شده است، بدن های شناور زیر آسمان در حالی که لاشخورها آنها را می خورند را نقاشی کرده است. در یکی دیگر بوترو رنجی را نشان میدهد که صف متحرک تابوت هایی که در نتیجه قتل عام به حرکت در آمده اند.

“الویرا کویروو دو خارمیلو”، مدیر موزه ملی کلمبیا میگوید : “این نقاشی مردم کلمبیا را بهت زده کرد و شاید او را مجبور می کردند که تصاویر صلح آمیز تری خلق کند. آنچه که که او منتقل می کند احساس شدیدا درد آوری است که از دیدن بدن های رنج کشیده از شکنجه و قتل عام شده احساس می کنیم. آنها خوشایندی و لبخند تولید نمی کنند. آنها تو را تکان می دهند و تا مغز استخوانت را می لرزانند.”اما بوترو می گوید او این تصور را نداشته است که این نقاشی ممکن است از جهاتی باعث کم شدن خشونت کلمبیایی بشود. و اشاره می کند که نقاشی “گورنیکا”ی پیکاسو در یادبود شهری در اسپانیا که توسط بمب افکن های آلمانی تخریب شد باعث نشد که جنگ داخلی اسپانیا پایان یابد.

بوترو می گوید : “در مقابل این امید من است که این نقاشی یادبودی باشد بر آن لحظه فاجعه بار، زمان بی رحمی در این کشور” . آنها در موزه ها آویخته خواهند شد و مردم میتوانند تاریخ خود را ببینند.” و اضافه می کند که نقاشی های بیشتری در مورد جنگ خلق کرده است و دو یا سه نقاشی و ده طراحی را به پایان رسانده است.

او میگوید : من برای نمایش صحنه غم بار کلمبیا دست مزدی ندارم. این آثار برای فروش نیستند. آنها همیشه اهدا خواهند شد. بوترو که چند دهه در خارج از کلمبیا زندگی کرده است ، چند سفر طولانی مدت به کلمبیا داشته است . اما تهدید به ربوده شدن او را مجبور ساخت تا سفرهای خود را محدود کند. او میگوید که هنوز نگاهش به سرزمین خود را گم نکرده است و همیشه مناظر روستایی کلمبیا را نقاشی می کند.

بوترو میگوید : “من کلمبیایی ترین کلمبیایی ها هستم ، حتی پس از 47 سال زندگی در خارج کلمبیا . من 13 سال در نیو یورک زندگی کرده ام و هیچ وقت یک نقاشی در مورد نیو یورک نکشیده ام. من بیشتر از 30 سال در فرانسه زندگی کرده ام و هیچ وقت پاریس را نقاشی نکرده ام.” . او می گوید هنوز رویای بازگشت به کلمبیا و نشستن در استودیو اش و نقاشی کردن را دارد. بوترو می گوید : “من عاشق کشورم هستم و این درد آور است که قادر نیستم کشورم را ببینم ، همانطور که سالهای زیادی است که آنجا را ندیده ام. آرزو دارم روزی فرا رسد که در کلمبیای در صلح و آرامش زندگی کنم.”

منابع

منابع اينترنتي :-

http://www.nytimes.com/ | http://www.artchieve.com

Print Friendly